لباس پوشیدن و پوشش اندام، شأنی از شئون انسانی و پدیده ای است که تقریباً به اندازه طول تاریخ بشر سابقه و به قدر پهنه ی جغرافیای امروزین زمین گسترش داشته و دارد و این موضوع رابطه مستقیمی با سلامت خانواده و تحکیم و استمرار او دارد. و اما پرداختن به این موضوع مستلزم نگرشی به تاریخ مستند حجاب و پوشش در ادیان الهی است. با بررسی متون دینی اعم از تورات، انجیل و قرآن کریم و بررسی قوانین مدنی در جوامع قبل از اسلام مانند هند، یونان و ایران که تابع ادیان الهی و متون مقدس بوده اند در خواهیم یافت که حجاب و پوشش زنان و مردان یک فضیلت اخلاقی و انسانی در تمدن های بشری به حساب می آمده و مردم خود را مُقید به آن می دانسته و انحراف از آن به نوعی بداخلاقی و مقابله با ارزشهای تثبیت شده تمدن های بشری بوده که مؤاخذه و مجازات به همراه داشته است. قرآن کریم حجاب و پوشش را در خصوص اولین رسول الهی و خانواده او مطرح می سازد و حضرت آدم (ع) و همسر گرانقدر او (حضرت حوا) را دارای حجاب و پوشش مناسب دانسته که با امکانات زمانه مظاهر شرم و حیا و عفت را به خوبی پوشش داده و خود را با آن پوشش و حجاب محفوظ داشته اند. همچنین قرآن کریم در آیه 31 نور تاریخ حجاب را در جزیرة العرب قبل از تشریع حکم حجاب را مطرح ساخته که زنان عرب با استفاده از روسری بلند خود را می پوشانده اند.
(و قل للمومنات ... و لیضربن بخمر هن علی جیوبهن) (نور - 31) از این که زنان مومن به قرار دادن روسری های خود بر گریبان ها (سینه ها) امر شده اند معلوم می شود این نحوه پوشش متعارف بوده است (خُمُر) جمع خمار به معنای مقنعه است که پوششی برای سر زنان و دو طرف آن در جلوی سینه رها بوده است (مجمع البیان، ج 7 و 8، ص 217) همچنین آیه 59 سوره احزاب اشاره بر این موضوع دارد زنان در جاهلیت و صدر اسلام برای پوشاندن بدن خود از روپوش های بلند استفاده می نمودند.
اسلام عزیز با قوانین و احکام وحیانی اش به جنس زن احترام بخشید و او را به مقام واقعی اش رساند و برای حفاظت و حراست از او و ارزش های او حکم حجاب را امضاء و آن را به کمال رساند. زن مسلمان آن گاه که پیکر خویش را در حصار امین حجاب قرار می دهد ارزشمندی و جایگاه رفیع خود را می یابد و احساس می کند.
صفحه دوم
کیفیت پوشش در قرآن
قرآن در دو آیه، کیفیت پوشش زن در حضور نامحرم را بیان مىکند:
الف) سوره نور، آیه 31 : «وَقُل لِّلْمُوءْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ...؛ و به زنان با ایمان بگو چشمهاى خود را (از نگاههاى هوس آلود) فرو گیرند و عفّت خویش را حفظ کنند و زینت خود را، جز آن مقدار که نمایان است آشکار ننمایند و (اطراف) روسرىها و مقنعههاى خود را بر سینه خود افکنند (تاگردن و سینه با آن پوشانده شود)، و زینت خود را آشکار نسازند مگر براى شوهرانشان یا پدرانشان، یا پدرشوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران همسرانشان، یا برادرانشان، یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان همکیششان، یا بردگانشان، یا افراد سفیه که تمایلى به زن ندارند، یا کودکانى که از امور جنسى مربوط به زنان آگاه نیستند. و هنگام راه رفتن پاهاى خود را بر زمین نزنند تا زینت پنهانىشان دانسته نشود (و صداى خلخالى که بر پا دارند به گوش نرسد).و همگى به سوى خدا باز گردید اى موءمنان، تا رستگار شوید».
شهید مطهرى2 در باره مفاد این آیه و آیه قبل آن مىفرماید: دو آیه 30 و31 نور مربوط به وظایف زن و مرد در معاشرت با یکدیگر است که شامل چهار قسمت است:
1- هر مسلمان، چه مرد وچه زن، باید از چشمچرانى و نظربازى اجتناب کند.
2- مسلمان،خواه مرد یا زن، باید پاکدامن باشد و عورت خود را از دیگران بپوشاند.
3- زنان باید پوشش داشته باشند و آرایش و زیور خود را بر دیگران آشکار نسازند و در صدد تحریک و جلب توجه مردان برنیایند.
4- دو استثنا براى پوشش زن ذکر شده که یکى با جمله «وَلا یُبْدِینَ زینَتَهُنَّ اِلاّ ما ظَهَرَ مِنْها» بیان شده است و نسبت به عموم مردان است و دیگرى با جمله « وَلایُبْدِینَ زینَتَهُنَّ اِلاّ لِبُعُولَتِهِنَّ...» ذکر شده و نداشتن پوشش را براى زن نسبت به عده خاصى تجویز مىکند.
همچنین از جمله «وَ لا یَضْرِبْنَ بِاَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفینَ مِنْ زینَتِهِنَّ؛ هنگام راه رفتن پاهاى خود را بر زمین نزنند تا زینت پنهانىشان دانسته شود» فهمیده مىشود: پاىکوبى، نمودى کامل از ظاهر کردن باطن سکس زن است و به انواع حرکات تحریکى که باعث جلب توجه مردان نامحرم مىشود، اشاره دارد.3
ب) آیه 59 سوره احزاب: « یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاء الْمُوءْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلابِیبِهِنَّ؛ اى پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان موءمن بگو جلبابهاى (= روسرىهاى بلند) خود را بر خویش فرو افکنند، این کار براى اینکه (به پاکدامنى) شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است؛ (و اگر تاکنون خطا وکوتاهى از آنان سر زده، توبه کنند) خداوند همواره آمرزنده و رحیم است».
شهید مطهرى در توضیح کلمه «جَلباب» بعد از این که به اقوال مفسرین اشاره مىکند، مىفرماید: «چنانچه ملاحظه مىفرمایید معنى جلباب از نظر مفسران چندان روشن نیست. آن چه صحیحتر به نظر مىرسد این است که در اصل لغت، کلمه جلباب شامل هر جامه وسیع مىشده است، ولى غالباً در مورد روسرىهایى که از چارقد بزرگتر و از ردا کوچکتر بوده است به کار مىرفته است. ضمناً معلوم مىشود دو نوع روسرى براى زنان معمول بوده است: یک نوع، روسرىهاى کوچک که آنها را «خِمار» یا مقنعه مىنامیدهاند و معمولاً در داخل خانه از آنها استفاده مىکردهاند. نوع دیگر، روسرىهاى بزرگ که مخصوص خارج منزل بوده است. این معنا با روایاتى که در آنها لفظ جلباب ذکر شده است نیز سازگار است».4
قانونمندى روابط زن و مرد در قرآن
دسته دوم به آیاتى اشاره مىکند که درباره کیفیت ارتباط با نامحرم است. در این آیات، موءمنان خصوصاً زنان را از رفتارهایى که سبب جلب توجه و تحریک نامحرم مىشود، باز مىدارد و حیا و عفت در مقابل نامحرم را مورد ستایش قرار مىدهد:
سخن گفتن با نامحرم در احزاب، آیه 32 آمده: «یَا نِسَاء النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاء إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِى فِى قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَّعْرُوفاً؛ اى همسران پیامبر، شما همانند هیچ یک از زنان معمولى نیستید اگر تقوا پیشه کنید، پس به گونهاى هوسانگیز سخن نگویید که بیماردلان در شما طمع نکنند، و به شایستگى سخن بگویید».
این آیه گرچه خطاب به همسران پیامبر است، ولى اختصاص به آنها ندارد و شامل همه زنان مسلمان مىشود. طبق این آیه زنان نباید در گفتگو با نامحرم از سخنانى که مفهوم یا آهنگ آن وسوسهآمیز و تحریککننده باشد استفاده کنند؛ چه بسا در بین آنها افرادى باشند که به سبب ضعف ایمان و آلودگى به هوسهاى شیطانى، تحریک شوند و خیال گناه در سر خود بپرورانند. بنابراین براى حفظ عفت و پاکدامنى افراد جامعه، بر زنان لازم است در گفتگو با نامحرم دقت لازم را داشته باشند.
خود آرایى و تبرج احزاب / 33 : «وَقَرْنَ فِى بُیُوتِکُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الأُولَى ؛ و (اى زنان پیامبر) در خانههاى خود بمانید و همچون دوران جاهلیت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید». در این آیه نیز به زنان دستورات دیگرى براى برخورد با نامحرم مىدهد. در ابتدا از زنان مىخواهد تا جایى که امکان دارد از خانه خارج نشوند و خود را کمتر در معرض دید نامحرم قرار دهند؛ زیرا با این کار جلوى بسیارى از مفسدههاى اخلاقى گرفته مىشود و زمینه انحراف و ناهنجارى در جامعه از بین مى رود. چنانچه در آیه 53 همین سوره به این مطلب اشاره کرده است.
دستور دیگرى که این آیه براى زنان دارد این است که از تبرج و جلوهگرى و جلب توجه نامحرم بپرهیزند. کلمه تبرج از برج گرفته شده و به معناى آن است که فرد، خود را مانند برج در معرض دید و تماشاى دیگران قرار دهد. در واقع این قسمت آیه به ما مىفهماند اگر زنان نمىتوانند در خانه بمانند و بیرون آمدن از منزل برایشان ضرورى است، به گونهاى خارج شوند که سبب جلب توجه نامحرم نشوند. پس طبق این آیه، جواز حضور زن در اجتماع مشروط بر این است که اولاً حضورش ضرورت داشته باشد و ثانیاً نحوه حضور او اعم از نوع پوشش، راه رفتن، نگاه کردن و در یک کلمه تمام حرکات و سکناتش به نوعى باشد که در قالب تبرج و جلوهگرى نبوده و بلکه همراه با حیا و عفت باشد.
در سوره قصص آیات 23و 25، در جریان دختران شعیب و حضرت موسى به همین شیوه رفتارى اشاره کرده و آن را مىستاید.
نگاه به نامحرم در سوره نور آیه 30 و 31 : «قُل
لِّلْمُوءْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ ... وَقُل لِّلْمُوءْمِنَاتِ
یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ؛ به مردان با ایمان بگو چشمهاى خود را (از نگاه
به نامحرمان) فرو گیرند، و به زنان با ایمان بگو چشمهاى خود را (از نگاه
هوسآلود) فرو گیرند». در این دو آیه نیز به رفتار دیگرى که حاکى از عفت و حیاست
اشاره مىکند و آن پرهیز از نگاه هوسآلود به نامحرم است. زیرا نگاه به نامحرم اگر
از روى لذت باشد، سبب انحراف اخلاقى مىشود و آدمى را از جاده عفاف دور مىسازد.
داشتن مکان اختصاصى
احزاب آیه 53 : «وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ ذَلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَقُلُوبِهِنَّ؛ و هنگامى که چیزى از وسایل زندگى را (به عنوان عاریت) از آنان (زنان پیامبر) مىخواهید، از پشت پرده بخواهید؛ این کار براى پاکى دلهاى شما و آنها بهتر است». در این آیه نیز به شیوه دیگرى براى حفظ عفت و حیا اشاره مىکند و به مردان دستور مىدهد هنگام صحبت کردن با زنان پیامبر و به طور کلى، زنانى که با آنها محرم نیستند، سعى کنند رو در روى آنها قرار نگیرند، بلکه از پشت پرده صحبت کنند. این آیه بر لزوم داشتن مکان اختصاصى براى زنان و عدم جواز ورود آقایان به آنها تأکید مىکند.
پی نوشت :
1ـ مجموعه آثار، ج 19، ص 551.
2ـ منبع پیشین.
3ـ پاک نژاد، اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 20، ص 137.
4ـ مجموعه آثار، ج 19، ص 502.
صفحه اول
بىشک، پوشش زن در برابر مردان نامحرم، یکى از ضروریات دین اسلام است که درباره جنبه اسلامى آن نمىتوان تردیدى به خود راه داد. در قرآن کریم و روایات وارده از پیامبر اکرم (صلىاللهعلیهوآله)و ائمه معصومین (علیهمالسلام) و نیز در کلمات فقها، به وجوب و کیفیت آن تصریح شده است.
حجاب در ادیان گذشته نیز وجود داشته است، ولى این حکم در دین اسلام بسیار مترقىتر است، زیرا در این دین، از افراط و تفریطهایى که در مورد پوشش زنان در ادیان و اقوام گذشته وجود داشته، اجتناب شده و براى حجاب، حدى متناسب با غرایز انسانى در نظر گرفته شده است. حجاب اسلامى به معناى حبس زن در خانه و دورى از شرکت در مسائل اجتماعى نیست، بلکه بدین معناست که زن در معاشرت خود با مردان بیگانه عفت و حیا پیشه کند، موى سر و اندام خویش را بپوشاند و از جلوهگرى و خودنمایى بپرهیزد.
مرحوم شهید مطهرى در این باره مىفرماید: «اسلام مىگوید: نه حبس نه اختلاط، بلکه حریم. سنت جارى مسلمین از زمان رسول خدا همین بوده است که زنان از شرکت در مجالس و مجامع منع نمىشدند، ولى همواره اصل «حریم» رعایت شده است. در مساجد و مجامع، حتى در کوچه و معبر، زن با مرد مختلط نبوده است.»1
در قرآن کریم در مورد حجاب و قانونمندى روابط زن و مرد، دو دسته آیه وجود دارد. دسته اول آیاتى که در مورد وجوب حجاب و پوشش ظاهرى و حد و کیفیت آن نازل شده است؛ و دسته دوم آیاتى که نوع رابطه بین مرد و زن نامحرم را بیان مىکند و آنان را از کارهایى که عفت و پاکدامنىشان را تهدید مىکند، برحذر مىدارد، که در ذیل مىآید.
متوفای 1260 ه.ق
دشنة
انتقام
یکی از خویشاوندان شاه در کاشان به
گناهی بزرگ دست یازید ، گناهی که کیفرش مرگ بود ، دانشوران آن سامان به یاری دین
باوران پاکدل ، گنهکار سیه دل را نزد مرجع بزرگ اصفهان گسیل داشتند . سیل نامه ها
و پیک های درباریان از پایتخت به سوی فقیه پارسای شیعه سرازیر شد . شاه ، وزیر و
همه خدمتگزاران تخت طاووس ، یک صدا خواستار چشم پوشی از گنهکار شده ، چنین نگاشتند
که باید به پاس احترام مقام پادشاه ، از برپایی حد شرعی دربارة بستگان دودمان
قاجار خودداری شود .فقیه دلاور سپاهان بی آنکه از سرنیزه های درباریان هراسی به دل
راه دهد ، انبوه نامه ها و پیک ها را نادیده گرفته ، گروهی از دانشوران شهر را نزد
خویش فرا خواند و چون گنهکار در حضور آنان ، آشکارا به گناه بزرگش اعتراف کرد ، بی
درنگ فرمان وحی را درباره اش به انجام رساند کارگزاران دربار خبر دلاوری سید پرهیزگار
شفتی را ، به شاه گزارش داده وی را در خشمی ژرف فرو بردند . دانشوران نزد سید شتافته و دربارة رویارویی با خشم شاه ، به
رایزنی پرداختند . فقیه پارسای جهان اسلام گفت : شاه هیچ کاری نمی تواند انجام دهد
آنچه درباره خویشاوند قاجار تحقق یافت ، فرمان خداوند بود و من فقط برای خشنودی
خدا به این کار دست زدم . چون داستان رویارویی شاه و فقیه بلند آوازه شییعه قطعی
شد ، دانشمند پرهیزکار حاج محمد ابراهیم کلباسی ، نزد شاه شتافته با شمارش پیامدهای
ناگوار درگیری آنان شاه را از دشمنی با سید باز داشت .شاه نیز از رویارویی با سیدکه
در واقع نماینده دین باوران کشور و رهبران دانشوران می نمود ، بیمناک بود . بنابراین
پند حاج محمد ابراهیم کلباسی را پذیرفت و به بهانه وساطت وی ، بی هیچ دستاوردی
اصفهان را ترک کرد .