احساس تکلیف از جنس های متفاوت در انتخابات

زمانه عجیبی است همه احساس تکلیف می کنند

برخی برای دفاع از حریم اهل بیت در سوریه و عراق

برخی برای دفاع از ولایت فقیه پای در سنگر انتخابات می گذارند

و

برخی هم برای دفاع از حریم فتنه گران و دغل بازان

و برخی نیز برای تعامل با شیطان بزرگ

الله ولی الدین آمنوا یخرجهم من الظلمات إلى النور والذین کفروا اولیائهم الطاغوت ...  دوستان خوبم این  حجم گسترده  افراد زاویه دار با ارمان های  امام ورهبری در ثبت نام  نمایندگی  مجلس و خبرگان رهبری جز  تحقق خط نفوذ در ارکان نظام اسلامی نیست از این رو  سربلند شدن در این  عرصه پر فریب چشم دل می خواهد یا حداقل چشم دوختن به شاخص های اعلامی امام و رهبری یاری گر خواهد بود

برنامه ریزی آمریکا برای انتخابات اسفند ماه در ایران

پس از آنکه برخی اقدامات در داخل نشان دهنده برنامه ریزی یک جریان خاص برای انتخابات اسفند ماه بود، آمریکا نیز اعلام کرد، برای دخالت در این انتخابات برنامه ریزی کرده است.

باب کورکرسناتور آمریکایی در نشست سنا گفت: من در حال دریافت این حس قوی هستم که دلیل این‌که ما هیچ کاری در قبال آزمایش‌های موشکی ایران نمی‌کنیم آن است که ما در حال تلاش برای اثر گذاشتن بر انتخابات داخلی این کشور که بهار امسال برگزار خواهد شد، هستیم.

خطر در چند قدمی انقلاب


رهبری در انتخابات پیش رو (انتخابات مجلسین خبرگان رهبری و شورای اسلامی) به چهار ویژگی بسیار مهم و کلیدی و در عین حال بسیار آسان به عنوان نامزد اصلح اشاره فرمودند :

انسانهای صالح را انتخاب کنید ؛ کسانی را انتخاب کنید که :

1⃣ - خود را سپر بلای مشکلات کشور قرار بدهد.

2⃣ - فانی در خدمات و مصالح و منافع عمومی مردم باشد.

3⃣ - کشور را به دشمن نفروشد.

4⃣ - مصالح کشور را برای رودربایستی این و آن زیر پا نگذارد.

درباره حضرت امام خمینی (ره)

در خصوص گفت‌وگوهای مطبوعاتی و یا حتی تلویزیونی، حضرت امام بدون اینکه بپرسند خبرنگار آقاست یا خانم، اجازه دیدار می‌دادند و بنابر فتوای ایشان نیازی نبود که زنان دیگر را امر به حجاب کنیم. روزی خانمی سیه چهره به نوفل لوشاتو آمد او اصرار داشت که امام را امروز ببیند و بر روی خواسته‌اش خیلی پافشاری می‌کرد و سرانجام توانست به دیدار امام برود.
امام از مترجم پرسیده بود که «این خانم کیست و از کجا آمده و چرا اصرار دارد که همین امروز مرا ببیند» آن خانم گفته بود که «من خودم را از آفریقا به این جا رسانده‌ام، بعد از مطالعه سرگذشت شما، هر چه مثل النگو و گوشواره نقره و لباس اضافی داشتم فروختم و پولی فراهم کردم، تا بتوانم بلیت رفت و برگشتم را تهیه کنم و به دیدار شما بیایم؛ اگر می‌خواستم امروز به من وقت ملاقات بدهند، برای این نبود که فکر کنید گدایم؛ من خانه و زندگی و شوهر دارم، ولی برای این سفر فقط بلیت رفت و برگشت گرفته‌ام و هزینه اقامت یک شب در این جا را ندارم، بنابراین باید هر چه زودتر به پاریس برگردم تا با پرواز برگشت [امشب] به کشورم بازگردم. قصدم از آمدن تنها دیدن شما بود، می‌پنداشتم که دیدن شما مثل حضرت مسیح (ع) است، همیشه در ذهنم به این می‌اندیشیدم که اگر من در دوران حضرت مسیح(ع) بودم و او را می‌دیدم چه می‌کردم، حالا فهمیدم شما برای دین کار می‌کنید از این که توانستم شما را از نزدیک ببینم، خوشحالم». حضرت امام چند جمله از حضرت مسیح (ع) و چند جمله از اسلام برای او گفتند، سپس به حاج‌ احمدآقا گفتند که چند دلاری به آن زن بدهند تا اگر از پرواز عقب ماند، خرج برگشت داشته باشد.

وقتی این خانم سیاه‌پوست از اتاق بیرون آمد، به پهنای صورتش اشک می‌ریخت. از مترجم علت گریه‌اش را پرسیدم، مترجم پس از آن پرسش و پاسخی، گفت «این خانم می‌گوید من احساس می‌کنم اشتباه بزرگی کرده‌ام زیرا علاوه بر نشناختن درست مسیح (ع)، پیغمبر بعد از او را هم نشناخته‌ام، حالا آیت‌الله خمینی به من نوید و بشارت دادند تا راجع به او مطالعه کنم. اکنون احساس می‌کنم که عشق و علاقه‌ای به این پیامبر ـ حضرت محمد (ص) ـ پیدا کرده‌ام و او مرا به جاهای خیلی خوبی خواهد رساند».

افلاکیان خاک نشین ( ١ )

 حضرت علامه #طباطبایی ( ره )

عشق به تحصیل ، او را راهی نجف اشرف کرد . چند روز از ورودش به نجف نگذشته بود که سید علی قاضی به سراغ وی آمد و فرمود ؛ کسی که به قصد تحصیل به نجف می آید , خوب است علاوه بر تحصیل از فکر تهذیب خود نیز غافل نماند . ایشان میفرمود ؛ ما هر چه داریم از مرحوم قاضی داریم .


اهل ذکر و دعا و مناجات بود و بیشتر اوقات دیده می شد حتی در فواصل کلمات که به سکوت می گذشت , لب های ایشان به ذکر خدا حرکت می کرد . به نوافل مقید بود , گاهی او را می دیدند که در بین راه مشغول خواندن نمازهای نافله است .

به گفته ی شاگردان , اخلاقش قرآنی بود . در مدت سی سال حشر و نشر با ایشان یک بار تندی و عصبانیت از او ندیدند . علامه طهرانی می نویسد ؛ از چهل سال پیش تا به حال دیده نشده که ایشان به متکا و بالش تکیه زند , بلکه پیوسته در مقابل واردین  مؤدب قدری جلوتر از دیوار و زیر دست میهمان می نشست .

بسیار کم حرف بود و پر حرفی را موجب کمی حافظه می دانست .

 شهید مطهری (ره) می گوید ؛ در ماه رمضان , روزه ی خود را با بوسه بر ضریح مقدس حضرت معصومه افطار می کرد .

 آیت الله وجدانی ( ره ) نقل می کردند ؛ در یکی از سال ها , بعد از ظهر عاشورا به قبرستان نو قم رفته بودم . علامه نیز آنجا بود . آن بزرگوار چند بار با سوز و گداز به من فرمود ؛ امروز چه روزی است !؟ عرض کردم ؛ روز عاشوراست . فرمود ؛ آیا نمی بینی تمام موجودات زمین و آسمان و جامدات در حال گریستن بر سید الشهداء علیه السلام هستند !؟ در همین حال ایشان خم شد و سنگی از زمین برداشت و آن را مانند سیب از وسط شکافت و میانش را به من نشان داد . ناگهان با این چشمان خودم خون را میان سنگ دیدم و تا ساعتی با بهت و حیرت غرق تماشای آن بودم ...