یادی از شهدای ارتش

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین (علیه السلام)


#ارتش در دوران انقلاب اسلامی و قیام الهی ملت شریف ایران، نجابت و همراهی و همگامی خود را با مراجع و علماء نشان داده و با اطاعت از فرامین امام عزیز و عظیم الشأن در مورد عدم مقابله با مردم، سکوت یا ترک پادگانها و در بعضی مواقع مبارزه منفی و قیام مسلحانه علیه سرسپردگان وابسته به استکبار و شاه خائن، وفاداری خود را به امام راحل و انقلابیون مؤمن به اثبات رساند، و از بدو پیروزی انقلاب هم برای دفع فتنه ی اشرار و گروهک ها ، شهدای بسیاری را در این راه تقدیم نمود.

در عین حال که پیروزی انقلاب، باعث تضعیف و به هم ریخته شدن اصول انضباطی و ساختارهای سازمانی ارتش شده بود و منافقین کور دل هم شدیداً شعار انحلال ارتش را سر می دادند، اما بصیرت الهی و کلام پیامبرگونه ی معمار کبیر انقلاب و پشتیبانی های بی دریغ و شجاعانه آن پیر سفر کرده، باعث دلگرمی و دوام ارتش شده و بدنه طیبه ارتش به وسیله عناصر مؤمن و پاک سیرتانی همچون شهید سپهبد علی صیاد شیرازی، همواره مدافع ولایت و باعث عزت و افتخار ملت بوده و حماسه هایی آفریدند که در تاریخ سابقه نداشت.

برای اثبات این ادعا کدام سند محکم تر از 48 هزار شهید و هزاران جانباز و آزاده و میلیون ها رزمنده که سال ها مقاومت کردند، مجروح و معلول شده و سینه هایشان را آماج تیرهای دشمنان قرار دادند و بر خاک افتادند تا امامشان راست قامت بماند و فرمانش به خوبی اجرا شود. بدیهی و مبرهن است که در مورد شهدای ارتش و معرفی آنها به جامعه، کوتاهی و غفلت های بسیاری شده و هنوز هم بعضی ها از خواب غفلت بیدار نشده اند و باور نکرده اند که شهدا سرمایه های ملی این کشور عزیز و متعلق به همه نسلها می باشند و اگر در معرفی سیره و عملکرد نورانی آنها و ایثار و فداکاری های آنها کوتاهی شود، در واقع به نسلهای آینده که جویای اسناد افتخارات اجداد گذشته خود هستند جفای بزرگی شده است، لذا هدف اصلی ما که جمع کوچکی از شاگردان همان شهدای گرانقدر و همراهان و همرزمان آنها می باشیم و توفیق همنشینی و همراهی با آن بزرگ مردان فداکار و جان برکف را داشته ایم، ترویج فرهنگ ایثار و شهادت می باشد و امیدواریم بتوانیم رضایت مخاطبان عزیز و مخصوصا خانواده های معزز شهدا و ایثارگران را جلب نماییم. انشاءالله .



طرح های دشمن در استانه انتخابات

تجربه‌ی تاریخی نشان می‌دهد که نظام سلطه در آستانه‌ی برگزاری انتخابات، پروژه‌های ضدامنیتی را علیه جمهوری اسلامی ایران کلید می‌زند. مه به برخی از آنها اشاره می شود. طرح‌های دشمن به‌ اقتضای ماهیت شرایط، متفاوت است و حسب شرایط یکی از آن‌ها یا ترکیبی از آن‌ها را به کار می‌گیرد. از جمله مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به چند مورد زیر که در ایام انتخابات‌های گذشته نیز انجام شده اشاره کرد: ۱. نفی ماهیت اجتماعی انتخابات: با توجه به اینکه اهمیت انتخابات به کاربست قدرت اجتماعی در حوزه‌ی مدیریت سیاسی برمی‌گردد، دشمن تلاش می‌‌کند تا انتخابات را در کشور مقوله‌ای صوری نشان دهد که نمی‌تواند سرنوشت سیاسی را تحت‌تأثیر قرار دهد. در این فضا، مباحثی از این قبیل شایع می‌شود که همه‌چیز از قبل شکل گرفته و انتخابات بی‌تأثیر است. در مقابل این سیاست، بایستی تاریخ تحول جمهوری اسلامی و نقش سازنده‌ی دوره‌های مختلف انتخابات در آن تبیین شود تا اینکه مشخص گردد که در جمهوری اسلامی، اداره‌ی جامعه به انتخاب مردم متکی بوده و هست. به عبارت دیگر، انتخابات منصه‌ی ظهور اراده و قدرت مردم است و این رویکرد اجتماعی لازم است برجسته شود. ۲. نفی ضرورت: در این رویکرد، تلاش می‌شود که رأی افراد غیرضروری نشان داده و چنین شایع شود که به‌قدر کفایت دیگران حضور دارند و لذا نیازی به مشارکت ما نیست. بعضاً نیز این عدم ضرورت به‌دلیل نبود فرد یا کاندیدای خاصی توجیه می‌شود. درهر‌حال باید دانست که مشارکت حدومرز ندارد و لذا حضور بیشتر به واقعی‌تر شدن نتایج کمک می‌کند. لذا راهکار مقابله با این سیاست، نشان دادن نقش افراد در کلان انتخابات است. این موضوع باید تبیین شود که هر فرد در انتخابات ارزش خاص خود را دارد. ۳. نفی سلامت: در این رویکرد سعی می‌شود تا فرایند انتخابات نفی شود و در مجموع، اقدامی ناقص یا یک‌سویه ترسیم شود که نمی‌تواند اراده‌ی عموم را نشان دهد. در مقابل این رویکرد، لازم است شفافیت حقوقی و قاطعیت مدیریتی در اجرای قانون ملاک باشد تا هیچ‌کس نتواند حریم حق‌الناس را نقض کند. در مجموع، اتخاذ سیاستی مبتنی بر قانون‌گرایی، عدالت، انصاف و شفافیت، می‌تواند ابزارهای دشمنان را در فضای مجازی و عینی، ناکارآمد سازد.

یاران حواسمان هست؟

به "زبیر "میگفتن سیف الاسلام، منا اهل البیت،فقط زبیر بود تو تشییع جنازه حضرت زهرا"س"
با شمشیرش میدونی چه گره هایی توراه اسلام بازکرد؟

به" ابن ملجم "میگفتن شیعه امیرالمومنین،خودش به امیرالمومنین گفت حب وعشق تو تو خون ورگ من هست...

"شمر"جانباز صفین بود و داشت به درجه رفیع شهادت میرسید

میدونی؟
میدونی وقتی وارد قتلگاه شد زانو هاش رو بسته بود؟
از بس نماز شب خونده بود زانوهاش پینه شتری بسته بود.

میدونستی "عمرسعد"روز عاشورا نماز صبح که تموم کرد "قربت الی الله"
گفت واولین تیر رو به سوی خیمه "سیدالشهدا" نشونه زد؟

میدونستی همه اونایی که اومدن کربلا مسلمون بودن واهل نماز وروزه؟
همشونم "قربت الی الله"گفتن و اومدن برای کشتن" سیدالشهدا"...

"زهیر بن قین" عثمانی مسلک بود و اومد برای یاری ابی عبدالله!

"شمربن ذی الجوشن"هم نماز شبش ترک نمیشد ولی اومد برای کشتن
 ابی عبدالله...


بصیرت نداشته باشیم... خسر الدنیا والآخره میشیم
مواظب خودمون باشیم
نکنه ما هم از مسیر دور بشیم
و روز ظهور تو جبهه دشمن باشیم

قسمت سی و پنجم: برای آخرین بار

این بار هم موقع تولد بچه ها علی نبود ... زنگ زد، احوالم رو پرسید ... گفت؛ فشار توی جبهه سنگینه و مقدور نیست برگرده ...

وقتی بهش گفتم سه قلو پسره ... فقط سلامتی شون رو پرسید ...

- الحمدلله که سالمن ...

- فقط همین ... بی ذوق ... همه کلی واسشون ذوق کردن...

- همین که سالمن کافیه ... سرباز امام زمان رو باید سالم تحویل شون داد ... مهم سلامت و عاقبت به خیری بچه هاست ... دختر و پسرش مهم نیست ...

 

 

همین جملات رو هم به زحمت می شنیدم ... ذوق کردن یا نکردنش واسم مهم نبود ... الکی حرف می زدم که ازش حرف بکشم ... خیلی دلم براش تنگ شده بود ... حتی به شنیدن صداش هم راضی بودم ...

 

 

زمانی که داشتم از سه قلوها مراقبت می کردم ... تازه به حکمت خدا پی بردم ... شاید کمک کار زیاد داشتم ... اما واقعا دختر عصای دست مادره ... این حرف تا اون موقع فقط برام ضرب المثل بود ...

سه قلو پسر ... بدتر از همه عین خواهرهاشون وروجک ...

هنوز درست چهار دست و پا نمی کردن که نفسم رو بریده بودن ...

 

توی این فاصله، علی ... یکی دو بار برگشت ... خیلی کمک کار من بود ... اما واضح، دیگه پابند زمین نبود ... هر بار که بچه ها رو بغل می کرد ... بند دلم پاره می شد ...

 

ناخودآگاه یه جوری نگاهش می کردم ... انگار آخرین باره دارم می بینمش ... نه فقط من، دوست هاش هم همین طور شده بودن ...

 

برای دیدنش به هر بهانه ای میومدن در خونه ... هی می رفتن و برمی گشتن و صورتش رو می بوسیدن ... موقع رفتن چشم هاشون پر اشک می شد ... دوباره برمی گشتن بغلش می کردن ...

 

 


همه ... حتی پدرم فهمیده بود ... این آخرین دیدارهاست ... تا اینکه ... واقعا برای آخرین بار ... رفت ...

نبرد نرم

تو دنیایی زندگی میکنیم که پول حرف اول را میزند با حال یک سری هستند که عاشق ما ایرانی ها شدندو در ٢۴ساعت شبانه روز ٣۵٠٠ساعت برنامه فقط برای ماپخش میکنن؛شبکه هایی که خارج از جغرافیای ایران برای نگاه کردنش بایدپول پرداخت کرد؛مثل شبکه ی BBCکه داخل خود انگلیس فعالیت داره ازمردمش برای پخش این شبکه مالیات میگیره اما برای ما رایگان پخش میکنه...

بیشترین فیلم های پورنر بعد از غزه برای ایران پخش میشه چرا که جوون غزه تفنگ رو بگذاره زمین و حواسش بره ب جای دیگه.

 واقعیت این است   این دسته اقدامات  رسانه ها از یک پشتوانه    فکری برخودار است که نمونه آن بشرح زیز است

١-جرج شولتس استراتژیست معروف آمریکا:انقلاب اسلامی ایران خطرناک ترین دشمن مشترک تمدن غرب درسرتاسر تاریخ آن است.

٢-ریچاردنیکسون درکتاب پیروزی بدون جنگ نوشته:اسلام خمینی وبنیادگرایی اسلامی برای ماخطرناک تراز تهدید کمونیسم و شوروی است.

٣- (توماس فرید من)در ١٢بهمن سال ١٣٨۵ مقاله ای نوشته به اسم ویزای دانشجویی:

لازم نیست آمریکا به ایران لشکر کشی کند؛باید روابط خود را با ایران گسترش دهد وسفارتخانه خود رادر تهران  بازگشایی کند
این سفارت پیش از هر چیز باید پنجاه هزار بورسیه تحصیلی به نخبگان و جوانان ایرانی برای ادامه ی تحصیل به دانشگاه های آمریکا بدهد؛
فقط این کار را بکنید وبنشینید وشاهد خروش شگفت آورترین بحث ها در داخل ایران باشید
میتوانیدبر سر آن شرط بندی کنید....

۴- میشل هوئلیک،نویسنده ی اسلام ستیز فرانسوی می گوید: جنگ بر ضد اسلام گرایی،با کشتن مسلمانان فایده ای ندارد،فقط با فاسد کردن آن ها می توان به پیروزی دست یافت.پس باید جای بمب بر سر مسلمانان دامن های کوتاه فرو بریزیم...