پند نیکو

ابو علی دقاق روزی به نزدیک امیر ابو علی الیاس آمد که سپهسالار و والی خراسان بود ، و این ابو علی با همه جلالت سخت فاضل بود . چون ابو علی دقاق پیش وی نشست به دو زانو ، ابو علی الیاس گفت : مرا پندی ده . گفت : یا امیر ، مساله ای می پرسم از تو ، بی نفاق جوابم دهی ؟

گفت : دهم .

گفت : مرا بگوی تو زر دوست تر داری یا خصم ؟

گفت : زر .

گفت : پس چگونه است که آنچه همی دوست تر داری ، اینجا می گذاری و خصم را که دوست نداری، با خویشتنن بدان جهان می بری ؟

ابو علی الیاس را آب در چشم آمد و گفت : نیکو پند دادی و مرا همة حکمت و فایدة دو جهانی اندر این سخن در آمد و مرا از خواب غفلت بیدار کردی(1) .

قال علیّ (علیه السّلام): ایّها النّاس انّما الدّنیا دار مجاز و الاخرة دار قرار فخذوا من ممرّکم لمقرّکم(2).

ای مردم ، دنیا سرای گذر است و آخرت جای ماندن . پس ، از گذر گاه برای قرار گاهتان توشه برگیرید.

پی نوشت ها :

1- هزار ویک حکایت تاریخی، ج2، ص197

2- نهج البلاغۀ فیض الاسلام، ص653

 

خاطره ای ازسید بحرالعلوم

متوفای 1212 ه.ق
خورشید هدایت
امام جمعه  مکه عالمی بزرگ بود که از نظر زهد و تقوا به درجه و مقام عالی رسیده بود. وقتی برای اقامه نماز جمعه رفت و آمد می کرد با هیچ کس سخن نمی گفت.
روزی سیدبحرالعلوم به مسجد رفته و به او اقتدا کرد و با او نماز گزارد. بعد از نماز همراه آن عالم به منزل وی رفت. وقتی وارد شد کتابخانه ای دید که از کتابهای ارزشمند پربود. بحرالعلوم پرسید: در کتابخانه ی شما چه کتابهایی وجود دارد؟
او جواب داد: هر چه انسان میل کند و چشم، شوق دیدن ان را داشته باشد و لذت ببرد، اینجا موجود است.
بحرالعلوم چند عنوان از کتابهای اهل سنت را ذکر کرد که مجکوعه کتابخانه فاقد آن بود بار دیگر پرسید: ابوحنیفه کتابی در رجال دارد آیا در کتابخانه شما هست؟
گفت: نه ولی دیده ام.
سیدگفت: درآن کتاب ابوحنیفه در وصف امام صادق(علیه السّلام) مطالب بسیاری آورده وگفته است: من پیش او درسی خواندم و روزی هفتاد مسئله از او یاد می گرفتم.
امام جمعه گوش می داد و سکوت کرده بود. سید از جای برخاست که به منزل برود؛ او نیز همراهش به راه افتاد تا به منزل بحرالعلوم رسیدند. سید وی را دعوت کرد که به منزل آمده و استراحت کند. گفت: غرضم از آمدن شناختن منزل شما بود.
پس از یک سال امام جمعه شخصی را دنبال بحرالعلوم فرستاد. سید وقتی به منزل امام جمعه آمد او را درحال جان دادن یافت؛ بر بالینش نشست.
امام جمعه اتاق را از اغیار خالی ساخت و گفت: از آن روز که امام صادق(علیه السّلام) را توصیف کردی، من به وی معتقد شده ام، ولی تاکنون کسی از آن مطلع نشده است. مرا با مذهب او غسل ده و کفن نمای و نماز بخوان.(22)
 بغض ظالم
در منتخب التواریخ از مرحوم حاج شیخ جعفر شوشتری نقل شده است که :
حاکم بروجرد، روزی به دیدن عالم جلیل القدر سید مرتضی طباطبائی پدر بحرالعلوم رفت، بعد از مراجعت چون به صحن خانه رسید، بحرالعلوم را که در آن زمان در شمار کودکان شمرده می شد، ملاقات کرد پدر بحرلعلوم او را به حاکم معرفی کرد؛ حاکم ایستاد و نسبت به او اظهار مهربانی کردو رفت.
پس از این ماجرا، سید به پدر عرض کرد: پدر! باید مرا از این شهر به شهر دیگری هجرت دهی که می ترسم هلاک شوم. و چون پدر علت آنرا از او جویا شد سید گفت: از آن ساعت که حاکم نسبت به من اظهار محبت کرد، قلبم را نسبت به او مایل می بینم و آن بغضی که باید نسبت به حاکم ظالم داشته باشم، اینک در خود احساس نمی کنم. دیگر در این جا نباید ماند.
و همین مسأله سبب هجرت بحرالعلوم از بروجرد شد.(23) 

 

احترام به قرآن

یکی از علمای اصفهان می گفت : با عده ای برای حج به مکه مشرف شدیم ، در مدینه یک نفر از ما در گذشت . پس از دفن ، مجلس ترحیمی تشکیل دادیم و یکی از قاریان اهل تسنن را برای خواندن قرآن به مجلس دعوت کردیم . قاری آمد و نشست اما قرآن نمی خواند . به او گفتیم : بخوان .

قاری گفت : شما مشغول حرف زدن هستید ، تا ساکت نشوید قرآن نمی خوانم .

همه ساکت شدیم ولی باز هم قرآن نخواند . گفت : طرز نشستن شما متناسب با مجلس قرآن نیست . لذا همه دو زانو نشستیم ، دیدیم باز هم قرآن خواندن را شروع نمی کند . گفتیم : بخوان .گفت:  هنوز مجلس برای قرائت قرآن مهیا نشده است ، زیرا در دست بعضی چای و سیگار مشاهده می شود . ما چای و سیگار را کنار گذاشتیم و قاری آیه ای از قرآن را تلاوت کرد و مجلس را ترک گفت .

آیه ای که او تلاوت کرد آیة 204 سورة اعراف بود :

وَإِذَا قُرِىءَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُواْ لَهُ وَأَنصِتُواْ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ

هنگامی که قرآن خوانده می شود به آن گوش فرا دهید و ساکت باشید ، باشد که مورد رحمت قرار گیرید(1) .

قال الصّادق (علیه السّلام) : یجب الانصات للقران فی الصّلوه و فی غیرها و اذا قرا عندک وجب علیک الانصات و الاستماع(2).

امام صادق (علیه السّلام) فرمود : بر تو واجب است که در نماز و غیر نماز در برابر شنیدن قرآن سکوت کنی و هنگامی که نزد تو قرآن خوانده شود ، لازم است سکوت کردن و گوش فرا دادن .

 

پی نوشت ها :

1 - سیمای فرزانگان.

2 - تفسیر نمونه، ج7، ص70.

 

از حیوان هم می توان پند گرفت

حضرت آیت الله حاج شیخ جعفر شوشتری واعظ عامل و مجتهد کامل از تهران عازم زیارت حضرت رضا (علیه السّلام) شد و جمعی از علما و طلاب با اجازه وی او را در آن سفر همراهی کردند. قافله حرکت کرد، به مسجدی رسیدند که کار بنایی آن نیمه تمام بود و کارگران در آنجا مشغول کار بودند. ناگهان دیدند شیخ جعفر شوشتری روی زمین نشست و به شدت شروع کرد به گریستن. از او سبب گریه اش را پرسیدند، فرمود: به اینجا که رسیدم، دیدم کارگران بار الاغی را که سنگ و خاک بود خالی کردند و پالان را از پشتش جهت استراحت حیوان برداشتند. الاغ روی زمین دراز کشید و با حرکاتی که به بدن خود داد، شروع کرد به خاراندن بدنش و در این میان به من نظر انداخت و فریاد زد:« آشیخ، من بار صاحبم را به منزل و مقصد رساندم، تو که بیش از پنجاه سال از عمرت می گذرد آیا بار امانت صاحب خود حضرت حقتعالی را به منزل رسانده ای یا نه؟». از هشداری که آن حیوان به من داد بی طاقت شدم و به خود آمدم و گریستم و پند گرفتم(1).

قال موسی ابن جعفر (علیه السّلام) : ما من شیء تراه عینیک الا فیه موعظة(2).

حضرت موسی بن جعفر (علیه السّلام) فرمود: هیچ چیزی را نمی بینی مگر آنکه می توانی از آن عبرت و پند بگیری.

 

پی نوشت ها :

1. عرفان اسلامی ، ج 12، ص 33

 2 . بحارالانوار ، ج78، ص 319

آثار و فواید حجاب در ابعاد مختلف

حجاب و پوشش دارای چه آثار و فوایدی است؟

حجاب و پوشش، در ابعاد مختلف، دارای آثار و فواید زیادی است که بعضی از مهمترین فواید آن عبارتاند از:

الف) فایدهی حجاب در بُعد فردی

یکی از فواید و آثار مهم حجاب در بُعد فردی، ایجاد آرامش روانی بین افراد جامعه است که یکی از عوامل ایجاد آن عدم تهییج و تحریک جنسی است؛ در مقابل، فقدان حجاب و آزادی معاشرتهای بیبندوبار میان زن و مرد، هیجانها و التهابهای جنسی را فزونی میبخشد و تقاضای سکس را به صورت عطش روحی و یک خواست اشباع نشدنی درمیآورد. غریزهی جنسی، غریزهای نیرومند، عمیق و دریا صفت است که هرچه بیشتر اطاعت شود بیشتر سرکش میگردد؛ همچون آتشی که هرچه هیزم آن زیادتر شود شعلهورتر میگردد. بهترین شاهد بر این مطلب این است که در جهان غرب که با رواج بیحیایی و برهنگی، اطاعت از غریزهی جنسی بیشتر شده است، هجوم مردم به مسئلهی سکس نیز زیادتر شده و تیراژ مجلات و کتب سکسی بالاتر رفته است. این مطلب پاسخ روشن و قاطع به افرادی است که قایلاند همهی گرفتاریهایی که در کشورهای اسلامی و شرقی بر سر غریزهی جنسی وجود دارد، ناشی از محدودیتهاست؛ و اگر به کلی هرگونه محدودیتی برداشته شود و روابط جنسی آزاد شود، این حرص و ولعی که وجود دارد، از بین میرود.

البته از این افراد باید پرسید؛ آیا غرب که محدودیت روابط زن و مرد و دختر و پسر را برداشته است، حرص و ولع جنسی در بین آنان فروکش کرده است یا افزایش یافته است؟![23]

پاسخ هر انسان واقعبین و منصفی به این سؤال این است که نه تنها حرص و ولع جنسی در غرب افزایش یافته است، بلکه هر روز شکلهای جدیدتری از تمتّعات و بهرهبرداریهای جنسی در آنها رواج و رسمیت مییابد.

یکی از زنان غربی منصف، وضعیت جامعهی غرب را در مواجهه با غریزهی جنسی اینگونه توصیف کرده است:

کسانی میگویند مسئلهی غریزهی جنسی و مشکل زن و حجاب در جوامع غربی حل شده است؛ آری، اگر از زن رویگرداندن و به بچه و سگ و یا همجنس روی آوردن حل مسئله است، البته مدتی است این راه حل صورت گرفته است!![24]

ب) فایدهی حجاب در بُعد خانوادگی

یکی از فواید مهم حجاب در بُعد خانوادگی، اختصاص یافتن التذاذهای جنسی، به محیط خانواده و در کادر ازدواج مشروع است. اختصاص مذکور، باعث پیوند و اتصال قویتر زن و شوهر، و در نتیجه استحکام بیشتر کانون خانواده میگردد؛ و برعکس، فقدان حجاب باعث انهدام نهاد خانواده است. یکی از نویسندگان، تأثیر برهنگی را در اضمحلال و خشکیدن درخت تنومند خانواده، این گونه بیان کرده است:

در جامعهای که برهنگی بر آن حاکم است، هر زن و مردی، همواره در حال مقایسه است؛ مقایسهی آنچه دارد با آنچه ندارد؛ و آنچه ریشهی خانوده را میسوزاند این است که این مقایسه آتش هوس را در زن و شوهر و مخصوصاً در وجود شوهر دامن میزند. زنی که بیست یا سی سال در کنار شوهر خود زندگی کرده و با مشکلات زندگی جنگیده و در غم و شادی او شریک بوده است، پیداست که اندک اندک بهار چهرهاش شکفتگی خود را از دست میدهد و روی در خزان میگذارد. در چنین حالی که سخت محتاج عشق و مهربانی و وفاداری همسر خویش است، ناگهان زن جوانتری از راه میرسد و در کوچه و بازار، اداره و مدرسه، با پوشش نامناسب خود، به همسر او فرصت مقایسهای میدهد؛ و این مقدمهای میشود برای ویرانی اساس خانواده و بر باد رفتن امید زَنی که جوانی خود را نیز بر باد داده است؛ و همهی خواهران جوان لابد میدانند که هیچ جوانی نیست که به میانسالی و پیری نرسد و لابد میدانند که اگر امروز آنان جوان و با طراوتاند در فردای بیطراوتی آنان، باز هم جوانانی هستند که بتوانند برای خانوادهی فردای آنها، همان خطری را ایجاد کنند که خود آنان امروز برای خانوادهها ایجاد میکنند.[25]

ج) فایدهی حجاب در بُعد اجتماعی

یکی از فواید مهم حجاب در بُعد اجتماعی، حفظ و استیفای نیروی کار در سطح جامعه است. در مقابل، بیحجابی و بدحجابی باعث کشاندن لذتهای جنسی از محیط و کادر خانواده به اجتماع، و در نتیجه، تضعیف نیروی کار افراد جامعه میگردد. بدون تردید، مردی که در خیابان، بازار، اداره، کارخانه و همواره با قیافههای محرّک و مهیّج زنان بدحجاب و آرایش کرده مواجه باشد، تمرکز نیروی کار او کاهش مییابد. برخلاف نظامها و کشورهای غربی، که میدان کار و فعالیتهای اجتماعی را با لذتجوییهای جنسی درهم میآمیزند،[26] اسلام میخواهد با رعایت حجاب و پوشش، محیط اجتماع از اینگونه لذتها پاک شده، و لذتهای جنسی، فقط در کادر خانواده و با ازدواج مشروع انجام شود[27].

د) فایدهی حجاب در بُعد اقتصادی

استفاده از حجاب و پوشش، به ویژه در شکل چادر مشکی، به دلیل سادگی و ایجاد یکدستی در پوشش بانوان در بیرون منزل، میتواند از بُعد اقتصادی نیز تأثیر مثبت در کاهش تقاضاهای مدپرستی بانوان داشته باشد؛ البته به شرط اینکه خود چادر مشکی دستخوشِ این تقاضاها نگردد. متأسفانه بعضاً مظاهر مدپرستی در چادرهای مشکی نیز مشاهده میگردد، به گونهای که برخی از بانوان به جای استفاده از چادرهای مشکی متین و باوقار، به چادرهای مشکی، توری، نازک و دارای طرحهای جِلف و سبک که با هدف و فلسفه حجاب و پوشش تناسبی ندارند روی میآورند.

یکی از دانشجویان محجبه دربارهی رواج فرهنگ مدگرایی در خاطرات قبل از انقلاب خود گفته است:

یادم میآید آن وقتها که حجاب نداشتم، اگر دو روز پشت سر هم قرار بود که به خانهی کسی بروم، لباسی را که امروز پوشیده بودم، حاضر نمیشدم فردا بپوشم! احساس میکردم مسخره است و سعی داشتم حتی اگر شده، لباس دیگران را به عاریه بگیرم و بپوشم، تا من هم با لباس جدیدی رفته باشم. این کارها واقعاً رفاه حال و راحتی را از خانمها سلب کرده بود.[28]

علاوه بر فواید یاد شده، به طور فهرستوار فواید و آثار دیگری نیز برای حجاب و پوشش میتوان نام برد، که مهمترین آنها عبارتند از:

ـ حفظ ارزشهای انسانی؛ مانند عفت، حیا و متانت در جامعه و کاهش مفاسد اجتماعی.

ـ هدایت،کنترل و بهرهمندی صحیح و مطلوب از امیال وغرایز انسانی.

ـ تأمین و تضمین سلامت و پاکی نسل افراد جامعه.[29]