خاطره ای از شهید باکری

 یکی از کارمندان شهرداری ارومیه می گفت:تازه ازدواج کرده بودم و با مدرک دیپلم دنبال کار می گشتم.
از پله های شهرداری می رفتم بالا که یکی از کارکنان شهرداری را دیدم و ازش پرسیدم آیا اینجا برای من کار هست؟تازه ازدواج کردم و دیپلم دارم.
یه کاغذ از جیبش درآورد و یه امضاء کرد و داد دستم گفت بده فلانی، اتاق فلان.
رفتم و کاغذ را دادم دستش و امضاء را که دید گفت چی می خوای؟
گفتم :کار
گفت : فردا بیا سرکار
باورم نمی شد
فردا رفتم مشغول شدم .
بعد از چند روز فهمیدم اون آقایی که امضاء داد رئیس شهرداری بود.
چند ماه کارآموز بودم بعد یکی از کارمندان که بازنشست شده بود من جای اون مشغول شدم.
شش ماه بعد رئیس شهرداری استعفاء کرد و رفت جبهه.
بعد از اینکه در جبهه شهید شد یکی از همکاران گفت :توی اون مدتی که کارآموز بودی و منتظر بودیم که یک نفر بازنشسته بشه تا شما را جایگزین کنیم، حقوقت از حقوق رئیس شهرداری کسر و پرداخت می شد. یعنی از حقوق شهید باکری
این درخواست خود شهید بود.

کجایند مردان بی ادعا

حکایتی در مورد پیامبر اسلام صلوات اله علیه

روزى پیامبر اسلام از محلى مى گذشت ، مشاهده کرد گروهى از جوانان سرگرم مسابقه وزنه بردارى هستند. آنجا سنگ بزرگى بود که هر کدام آن را به قدرى توانایى خود بلند مى کردند.
 رسول خدا صلى الله علیه و آله پرسیدند: چه مى کنید؟ گفتند:
- زورآزمایى مى کنیم تا بدانیم کدام یک از ما نیرومندتر است ؟
 فرمود: مایلید من بگویم کدامتان از همه قویتر و زورمندتر است ؟
عرض کردند: بلى ! یا رسول الله صلى الله علیه و آله . چه بهتر که پیامبر سلام بگوید چه کسى از همه قویتر است ؟ پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله فرمود:
- از همه نیرومندتر کسى است که هرگاه از چیزى خوشش آمد علاقه به آن چیز او را به گناه و خلاف حق وادار نکند و هرگاه عصبانى شد طوفان خشم او را از مدار حق خارج نکند. کلمه اى دروغ یا دشنام بر زبان نیاورد و هرگاه قدرتمند گشت به زیاده از اندازه حق خود دست درازى نکند

گاهی ترک گناه کافیست......

سر و گوشش زیاد میجنبید. دخترخاله‌ی #رجبعلی را میگویم. عاشق سینه چاڪ پـسرخاله اش شده بود. عاشـق پـسرخاله‌‌ی جوان یڪـ لا قبائی ڪه ڪارگر ساده‌ی یڪ خیاطی بود و اندڪ درآمدی داشت و اندڪ جمالی و اندڪ آبروئی نزد مـردم. بدجوری عاشقش شده بود. آنگونه ڪه حاضر بود همه چیزش را بدهد و به عشقش واصل شود رجبعلیِ معتقد و اهل رعایت حلال و حرام نیز چندان از این دخترخاله بدش نمی آمد، اما عاشق سینه‌چاڪش هم نبود. دخترخاله‌ی عاشق مترصّد فرصتی بود تا به ڪامش برسد و رجبعلی را به گناه انداخته و نهایتا به وصال او نائل شود. و این فرصت مهیا شد!آن هم در روزی ڪه مادر رجبعلی غذای نذری پخته بود و مقداری از نذری را در ظرفی ریخته بود و به رجبعلی داده بود تا برای خاله اش ببرد. رجبعلی رسید به خانه‌ی خاله، در زد؛ صدای دخترخاله بلند شد: «ڪیه؟» و گفت: «منم، رجبعلی» و صدای دخترخالـہ را شنید ڪه میگوید: «بیا داخل رجبعلی، خاله‌ات هم هست». رجبعلی وارد شد و سلام و علیڪی با دخترخاله‌اش ڪرد و ناگهان متوجه شد ڪه خبری از خاله نیست و دخترخاله در خانه تنهای تنهاست! تا به خودش آمد دیدڪه پشت سرش درب درب خانه قفل شده و دخترخاله هم ....
با خودش گفت: «رجبعلی! خدا می تواند تو را بارها و بارها امتحان ڪند، بیا یڪ بار تو خدا را امتحان ڪن! و از این حرام آماده و لذت بخش به خاطر خدا صرف نظر ڪن».
 پس تأملی ڪرد و به محضر خداوند عرضه داشت: «خدایا! من این گناه را به خاطر رضای تو ترڪ می ڪنم، تو هم مرا برای خودت تربیت ڪن».و توسط پنجره از آن خانه فرار ڪرد و برگشت به خانه‌ی خود تا استراحت ڪند. صبح از خواب بلند شد و از خانه به قصد مغازه خیاطی بیرون زد و با ڪمال تعجب دید خیابان پر از حیوانات اهلی و وحشی شده است !!آری! چشم برزخی رجبعلی در اثر چشم‌پوشی از یڪ گناهِ حاضر و آماده و به ظاهر لذیذ باز شده بود و این چشم‌پوشی، آغازی شد برای سیر و سلوک و صعود معنوی "شیخ رجبعلی خیاط" تا اینڪه ڪسب ڪند مقامات عالیه معنوی را.
چه اڪسیر ارزنده ای است این قاعده!! برای عارف شدن، نیاز نیست به چهل - پنجاه سال ریاضت ڪشیدن و نخوردن این غذا و ننوشیدن آن آشامیدنی. نه اینڪه اینها بی اثر باشند، نه! اما "اصل" چیز دیگری است. بیهوده نبود ڪه مرحوم بهجت تاڪید میفرمودند بر این نکته که:
راه واقعی عـرفان "ترڪ گناه است

نکاتی ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻣﺸﮑﻮﮎ ﺷﺪﻥ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮ

ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﭼﮏ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﻮﺑﺎﯾﻞ ﻭ ﺣﺘﯽ ﮐﯿﻒ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﻭﺳﺎﯾﻞ ﺷﺨﺼﯽ ﮐﻪ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺗﻨﺶﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪﺗﺎﻥ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﮐﻨﺪ ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮﺗﺎﻥ ﺭﺍﺣﺖ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ ﮐﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺭﻓﺘﺎﺭﺵ ﺁﺯﺍﺭﺗﺎﻥ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺑﺨﻮﺍﻫﯿﺪ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺑﺮﺧﯽ ﻣﻮﺍﺭﺩ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺩﻫﺪ.
ﺳﻌﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﻫﻤﺴﺮ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﺎﺷﯿﺪ ، ﻫﻤﺴﺮ ﺑﻬﺘﺮﯼ ﺑﺸﻮﯾﺪ ، ﺣﻔﻆ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻇﺎﻫﺮ ﻭ ﺁﺭﺍﺳﺘﮕﯽ ﺩﺭ ﭘﻮﺷﺶ ، ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ، ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﻬﺘﺮ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖﻫﺎﯼ ﺯﻧﺎﺷﻮﯾﯽ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭﯼ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﻭ ﮔﺮﻡ ﺷﺪﻥ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﮐﻤﮏ ﺷﺎﯾﺎﻧﯽ ﮐﻨﺪ ، ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﻫﯿﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻗﻠﺐﺗﺎﻥ ﻣﺤﺒﺖ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻭ ﻫﻤﺴﺮ ﻣﻮﺝ ﻣﯽﺯﻧﺪ .
ﺳﻔﺮﻩ ﺩﻝ ﻭ ﺭﺍﺯﻫﺎ ﻭ ﺷﮏﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﭘﯿﺶ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﻨﯿﺪ . ﻣﺎﺩﺭ ﻫﻤﺴﺮ ، ﺧﻮﺍﻫﺮ ﻫﻤﺴﺮ ، ﺩﻭﺳﺖ ﻭ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﻗﻄﻌﺎ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﻨﺪ . ﻣﺸﮑﻼﺕ ﺯﻧﺎﺷﻮﯾﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﯿﻦ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺑﺎﻗﯽ ﺑﻤﺎﻧﺪ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﻣﺸﻮﺭﺕ ﻭ ﮐﻤﮏ ﻓﮑﺮﯼ ﻭ ﺭﻭﺣﯽ ﺩﺍﺭﯾﺪ ، ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﮔﺰﯾﻨﻪ ﯾﮏ ﻣﺸﺎﻭﺭ ﻭ ﻣﺘﺨﺼﺺ ﺍﺳﺖ ﻧﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﻭ ﻓﺎﻣﯿﻞ .

ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﯾﮏ ﻣﺸﺎﻭﺭ ﮐﻤﮏ ﮔﺮﻓﺘﯿﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻫﻤﺴﺮﺗﺎﻥ ﻫﯿﭻ ﻧﻮﻉ ﻧﺸﺎﻧﻪﺍﯼ ﺍﺯ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﮑﺮﺩ ، ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺴﺎﻟﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﯾﮏ ﻣﺸﮑﻞ ﺫﻫﻨﯽ ﺩﺭ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺑﭙﺬﯾﺮﯾﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﺭﻭﺍﻥﺷﻨﺎﺱ ﮐﻤﮏ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ؛ ﺷﮑﺎﮎ ﺑﻮﺩﻥ ﻭﯾﺮﺍﻧﮕﺮ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺯﻧﺎﺷﻮﯾﯽ ﺍﺳﺖ .

حکم استفاده ادکلن برای خانم‌ها

استفاده از عطر و ادکلن برای خانم­‌ها چه حکمی دارد؟

 استفاده از عطر و ادکلن اگر برای شوهر یا حضور در مجلس زنانه یا در جمع  محرم‌ها باشد اشکالی ندارد اما عطر و ادکلنی که موجب توجه نامحرم شود یا ممکن است نامحرم استشمام ­کند و تحریک شود حرام است.

 مطابق با فتاوای رهبرانقلاب