پوشش ونگاه در آینه قرآن وحدیث

 

 

نویسنده:سید عباس طباطبایی فر

 

 

 

 

 

خداوند در قرآن برای پوشش مسلمانان - خصوصاً زنان - دستورالعمل هایی صادر نموده است، که عبارت اند از:

(یا ایها النبی قل لازواجک وبناتک ونساء المؤمنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین وکان الله غفوراً رحیماً) (1)

«ای پیامبر! به همسران ودخترانت وزنان مؤمنان بگو: جلباب های خود را بر خویش فرو افکنند، این کار برای این که شناخته شوند ومورد آزار قرار نگیرند، بهتر است؛ (واگر تاکنون خطا وکوتاهی از آنان سر زده است، توبه کنند؛ زیرا) خداوند همواره آمرزنده ورحیم است».

دراین آیه سخن از جلباب است وجلباب؛ یعنی روسری بزرگ که با آن سرو سینه وموهای

خود را می پوشانند. براساس آیه شریفه، به سر کردن روسری به تنهایی کافی نیست بلکه باید روسری چنان بزرگ باشد که سر و سینه وموهای زن پوشیده شود.

(... واذا سالتموهن متاعاً فاسئلوهن من وراء حجاب ذلکم اطهر لقلوبکم وقلوبهن)؛ (2)

«...وهنگامی که چیزی از وسائل زندگی را به عنوان عاریت از آنان (همسران پیامبر) می خواهید، از پشت پرده بخواهید؛ این کار برای پاکی دل های شما وآنها بهتر است...».

مقصود از حجاب، پوشش زنان نیست بلکه فراتر ازآن است؛ یعنی مسلمانانی که می خواهند از زنان پیامبر چیزی از لوازم زندگی عاریه بگیرند باید بین آنها وزنان پیامبر - علاوه بر این که پوشیده اند - پرده وحائلی هم باشد. البته این حکم، مخصوص زنان پیامبر است.

(قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ذلک ازکی لهم ان الله خبیر بما یصنعون)؛ (3)

«به مردان مؤمن بگو چشم های خود را [از نگاه به نامحرمان] فرو گیرند وعفاف خود را حفظ کنند؛ این برای آنان پاکیزه تر است .خداوند از آنچه انجام می دهند، آگاه است».

خداوند در آیه فوق به مردان دستور می دهد از چشم چرانی پرهیزکنند ودرامور جنسی،خودنگه دار باشند.

(وقل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن و لایبدین زینتهن الا ما ظهر منها ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن و لایبدین زینتهن الا لبعولتهن او...)؛(4)

«وبه زنان با ایمان بگو چشم های خود را [از نگاه هوس آلود] فرو گیرند، ودامان خویش را حفظ کنند وزینت خود را - جز آن مقدار که نمایان است - آشکار ننمایند، و [اطراف] روسری های خود را بر سینه خود افکنند [تا گردن و سینه با آن پوشانده شود] و زینت [زیبایی های ] خود را آشکار نسازند مگر برای شوهرانشان، پدرانشان،پدر شوهرانشان، پسرانشان، پسران همسرانشان، برادرانشان، پسران برادرانشان، پسران خواهرانشان، زنان هم کیششان، بردگانشان[کنیزکانشان]، افراد سفیه که تمایلی به زن ندارند یا کودکانی که از امور جنسی مربوط به زنان آگاه نیستند وهنگام راه رفتن، پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانی شان دانسته شود. (وصدای خلخال که بر پا دارند، به گوش رسد). وهمگی به سوی خدا باز گردید ای مؤمنان تا رستگار شوید».

 

نکته ها :

 

 

1. همان طور که مرد نباید چشم چرانی کند، زن نیز نباید چشم چرانی کند؛

2. جمله (الا ما ظهر منها) براساس ادله؛ یعنی زن، خود را بپوشاند غیر از صورت (چهره) ودو دست تا مچ؛

3. جمله بعدی زدن خمار(پوشش و روسری) بر جیب (گریبان) است؛ کاری که بعضی ازبانوان از آن غافل هستند؛ یعنی طبق حکم قرآن باید موها، گوش ها، گردن وسینه و تمام بدن زن به غیر از چهره ودو دست تا مچ (نه بیشتر ) پوشیده باشد؛

4. در آیه شریفه، آن دسته(12گروه) از افرادی را که زنان مسلمان می توانند نزد آنها پوشش فوق را نداشته باشند، نام می برد.

 

مقدار پوشش بانوان

 

 

از امام صادق (ع) سؤال شد که: زنان چه مقدار از زینت خود را می توانند آشکار نمایند؟ حضرت فرمود: چهره ودو دست (5)

 

مقدار نگاه مردان

 

 

ودرکفایه الاحکام از قرب الاسناد حمیری با سندی صحیح آمده که علی بن جعفر می گوید: از برادرم امام کاظم(ع) سؤال کردم: مرد به چه مقدار از بدن زن نامحرم می تواند نگاه کند؟ حضرت فرمود: چهره و دو دست.(6)

 

نقش مردان درپاکی جامعه

 

 

پیامبر خدا(ص) درضمن حدیثی طولانی به حضرت علی (ع) فرمود:...ای علی! هر مردی که از همسرش پیروی نماید، خداوند او را با صورت در آتش می افکند. علی (ع) پرید: وما تلک الطاعه؛ چه نوع طاعتی؟ حضرت فرمود:...زن از شوهرش درخواست لباس های نازک کند. شوهر نیز آن خواسته را بر آورده نماید. و آن در مقابل نامحرم آن را استفاده کند.(7)

سرمایه ی زن، زیبایی اوست ودر زن میل به «خودنمایی» شدید است؛ لذا گاهی این میل، او را از فرمان خدا و این که زیبایی هایش فقط باید اختصاص به شوهرش داشته باشد، غافل می نماید.این جاست که شوهران بایدهمسر خود را به پوشش مناسب تشویق کنند واز پوشش و رفتاری که نگاه های دیگران را به سوی همسرشان می کشاند، منع کنند. زن وشوهر همان طور که زندگی مشترک دارند، می توانند در پیشرفت معنوی نیز شریک هم باشند؛ مرد با تذکرهای مؤدبانه، زن خود را وزن نیز با تذکرهایش مرد خود را کمک دهد. ولی متأسفانه بعضی مردان توجه نمی کنند! تعبیر عامیانه آن، شاید این باشد که «بی حجابی زن، نشانه بی غیرتی مرد است.»

 

تیرهای مسموم شیطان

 

 

راوی نقل می کند: « از امام صادق (ع) شنیدم که می فرمود: «نگاه (آلوده)، تیری از تیرهای شیطان است و مسموم (کشنده) است وچه بسا نگاهی که پشیمانی طولانی را به دنبال داشته باشد.»(8)

پیامبر (ص) چنین فرموده است: « اشتد غضب

الله عز وجل علی امراه ذات بعل ملات عینها من غیر زوجها او غیر محرم منها...؛ خداوند از زنی شوهردار که خیره خیره به غیر شوهر خود یا نامحرم نگاه کند، شدیداً خشمگین است...».(9)

کتاب های روایی اهل سنت از پیامبر خدا حدیث کرده اند که : «...نساء کاسیات عاریات ممیلات مائلات روسهن کاسنمه البخت المائله لا یدخلن الجنه ولا یجدن ریحها..؛ در آینده (آخرالزمان) زنانی می آیند که پوشیده اند ودرعین حال عریان هستند. (لباس های نازک وبدن نما یا چسبیده به بدن دارند)، دل ها را فریب می دهند وهوسبازاند (موهای خود را روی) سر مانند کوهان شتر قرار می دهند اینان داخل بهشت نمی شوند وبوی بهشت را هم استشمام نمی کنند.» (10)

از این دو حدیث همانند آیه 31 سوره نور«زنان پاهای خود را محکم بر زمین نزنند تا دیگران را از زینت پنهانی خود آگاه کنند». به دست می آید هر کاری که سبب جلب توجه نامحرمان به سوی زن می شود وبه عبارتی تحریک آمیزاست، بر زن مسلمان ممنوع است.

 

حیا وعفت

 

 

رسول خدا (ص) فرمود: «التوبه حسن و لکن فی الشباب احسن، الحیاء حسن ولکن فی النساء احسن؛ توبه (درهمه حال) نیکو است اما توبه در جوانی نیکوتر است [که زمان برای جبران دارد.]

حیا (برای همه) نیکو است اما در زنان نیکوتر است».(11)

و پوشش، نشانه حیای بانوان است. امام علی (ع) می فرماید: «سبب العفه الحیاء؛ حیا، ریشه و سبب عفت است». (12)

نیز امیرمؤمنان (ع) می فرماید: «زکاة الجمال العفاف؛ زکات زیبایی، عفت وپاکدامنی است». (13)

هر نعمتی را که انسان دارد، لازم است جنبه خدایی آن را در نظر بگیرد؛ زیبایی، نعمتی از نعمت های خداست و جنبه الهی آن، پاکدامنی و پوشش است.

توجه شود که عفت به معنای دوری کردن از حرام است ودو گونه است؛ الف) درون و ذهن انسان از هوس رانی پاک باشد؛ ب) ظاهر خود را ازمورد هوس قرار گرفتن بپوشاند. هر دو مورد از زیر مجموعه های عفت است وهر دو خواسته شده است؛ نه فقط پاکی دل و رها کردن ظاهر یا حفظ ظاهر و رها کردن دل.

 

عفت ودعا

 

 

در دعای حضرت حجت (عج) آمده است: «اللهم ارزقنا توفیق الطاعه وبعد المعصیه ... واغضض ابصارنا عن الفجور والخیانه... وعلی الشباب بالانابه والتوبه وعلی النساء بالحیاء والعفه...؛ ای خدا! به ما موفقیت در پیروی خود و دوری از گناه را روزی نما...( به ما روزی نما) که چشم های خود را از نگاه آلوده فرو افکنیم... به جوانان (روزی نما) توبه و پشیمانی را، وبه زنان حیا وپاکدامنی را...».(14)

چنانکه در دعای شب دوازدهم ماه رمضان می خوانیم: «وارزقنی العفه فی بطنی وفرجی» ودردعای شب نیمه ماه شعبان نیز از خداوند در خواست می کنیم: «وارزقنی العفه فی دینک » و دعاهای فراوان دیگر.

 

دل، پاک باشد

 

 

اسماء- دختر ابوبکر وخواهر عایشه - به خانه پیامبراکرم آمد در حالی که لباس های نازک و بدن نما پوشیده بود. رسول خدا روی خویش را از او برگرداند وفرمود: « یا اسماء ان المراه اذا بلغت المحیض لم تصلح ان یری منها الا هذا و هذا - و اشاره الی کفه و وجهه؛ ای اسماء! هنگامی که زن به سن بلوغ برسد، سزاوار نیست که از [هیکل] او دیده شود مگر این و این- وپیامبر اشاره کرد به دو دست (تا مچ) وصورتش».(15)

ودر حدیثی با سند صحیح از امام صادق (ع) رسیده: شیوه رسول خدا (ص) چنین بود که به زنان سلام می نمود و زنان پاسخ حضرت را می دادند و شیوه امیر مؤمنان(ع) این گونه بود که به زنان سلام می کرد اما برای او خوشایند نبود که به زنان جوان سلام کند(به این دلیل که) می فرمود: می ترسم صدای زن جوان، سبب شگفتی من شده وبیش از آن پاداشی که از طریق سلام نصیبم می شود، دچار زحمت شوم.(16)

نکته: کسانی راحت به نامحرم نگاه می کنند و با آنان بگو و بخند دارند وهنگامی که به آنها اعتراض شود، می گویند : «دل پاک باشد!»

آیا دلی پاک تر از دل بزرگ ترین پیامبران سراغ دارید؟ پیامبر، معصوم است ولی از زنی که پوشش را رعایت نکرده، روی می گرداند ونگاه نمی کند ودستور پوشش می دهد. و علی (ع) به زن جوان سلام نمی کند!

خواهر مسلمانی که امام زمان را دوست داری! خواهری که دعا می کنی امام ظهور نماید! و ای مسلمانی که رضایت خدا و رسول برایت مهم است! خدا، پیامبر و امام زمان پاکی تو را می خواهند، ترک گناه می خواهند، ترک نگاه آلوده می خواهند و حیا- که پوشش، نشانه آن است - می خواهند.

بیاییم زینت پیامبر و امام و اسلام باشیم و فرمودند: «کونوا لنا زیناً و لا تکونوا علیناً شیناً؛ (با

رفتار خوب خود) زینت ما باشید وسبب دراز شدن زبان دشمنان، علیه ما نباشید».

در شأن زن مسلمان نیست که پوشش و حجاب ناقص داشته باشد. آری زن مسلمان با حیا وعفیف است؛ این را به دنیا نشان دهید وبر آن افتخار کنید.

آیات وروایات زیادی وجود دارد بر پاکدامنی، پوشش، ترک چشم چرانی وگناه وهر آنچه سبب بر افروختن آتش شهوت در سطح جامعه می شود. رعایت این امور، منافاتی با درس خواندن وکار کردن در بیرون خانه ندارد؛ همان طور که الان عده زیادی از بانوان با رعایت کامل پوشش در رده های بالای علمی، سیاسی، مدیریتی و....کار می کنند. همچنین زنان روستایی در مزارع مشغول کار اقتصادی هستند و پوشش خود را نیز رعایت می کنند. مقصود ما این است که این آیات وروایات فقط برای افراد بی حجاب و بی پوشش نیست بلکه آنان که به هر دلیل بد پوشش هستند نیز فرمان خدا ورسول وامام درمورد پوشش را باید عمل بنمایند؛ زیرا بی پوششی و بد پوششی، هر دو بد است!

 

آسیب های جبران ناپذیر

 

 

بعضی می پرسند : چرا درمورد پوشش بانوان سخت گیری می شود؟ این سخت گیری، سبب می شود مردان در اجتماع بیشتر به زنان توجه کنند وحساس باشند درحالی که درغرب - که زنان پوشیده نیستند - این مقدار حساسیت نیست؛ آیا بهتر نیست که زنان آزادتر باشند؟

پاسخ) پدیده خود نمایی در هر سرزمینی که رخ داده، امور ناگواری را سبب شده است؛ که عبارت اند از :

1. مزاحمت های نامحرمان برای بانوان:

طبیعی است هنگامی که زنان پوشیده نباشند یا با وضعی تحریک کننده دراجتماع ظاهر شوند - اگر چه بخواهند دچار آلودگی شوند - جنس مخالف را تحریک می کنند. این تحریک ها، ایجاد مزاحمت ها را به دنبال دارد.

2. روابط نامشروع: مزاحمت های ذکر شده، به وجود آمدن روابط ودوستی های نامشروع را به دنبال دارد ومتأسفانه حد و مرز ندارد. این روابط نه فقط بین افراد مجرد که برای زنان شوهردار و مردان زن دار هم ایجاد می شود.

3. از دست دادن همسران : دراین فرایند است که مردان هوس باز با وجود داشتن خانواده وعدم نیاز جنسی، دچار روابط نامشروع شده که در نتیجه بی توجهی به همسر را نیز به دنبال دارد.

4. طلاق: هنگامی که روابط نامشروع به وجود آمده، درارتباط با زنان هر زمان که شوهر بفهمد همسرش به او خیانت کرده، او را طلاق می دهد چنانکه اگراین روابط از طرف مرد باشد و همسرش

آگاه شود نیز احتمال جدایی ویا جنجال خانوادگی بعید نیست.

5. فرو پاشی کانون خانواده: نتیجه طبیعی امور گذشته، فرو پاشی خانواده است.

6. خشونت جنسی علیه بانوان : بانوانی هستند که به هیچ وجه حاضر به بی عفتی نیستند اما از روی بی توجهی ویا چشم وهم چشمی با پوشش بد ظاهر می شوند (البته این کار، گناه و خروج از عفت است) همین سبب می شود مردان تحریک شده و آنها را مجبور به امور ناخواسته کنند.

7. کاهش میزان ازدواج و تشکیل خانواده:

مردان عفیفی که دنبال همسر عفیف هستند، نسبت به خیلی از زنان، بد گمان شده وتشکیل خانواده نمی دهند؛ از طرفی مردان هوس باز نیز خود رابه صورت آزاد اشباع می کنند وتن به ازدواج نمی دهند.

8. همجنس گرایی: هنگامی که در کوچه وخیابان و محیط کار، زنان کوتاه وبلند، زشت و زیبا و .. خود را در معرض نمایش گذاشتند و روابط نامشروع و پنهانی فراوان شد، دیگر چیزتازه ای نمی ماند. این جا است که هر دو جنس به سمت وسوی همجنس خود می روند . بیشترین زیان در امور فوق، بر بانوان وارد می شود، پس بر بانوان ودختران جوان لازم است خوب فکر کنند وبا پوشش و حجاب کامل خود، مانع زیان های فراوان به خود واجتماع انسانی بشوند.

9. و پیامدهای سنگی فردی، خانوادگی، اجتماعی، جسمی، روحی، دنیوی واخروی دیگر....

مطالب ذکر شده با کمی دقت مورد تایید عقل قرار می گیرد و نیازی به تحقیق میدانی ندارد؛ اما اگر کسی باور ندارد، آمارهای منتشره درمورد روابط نامشروع، آزارهای جنسی، فرزندهای نامشروع، سقط جنین، طلاق ها، ایدز، بیماری های جسمی و روانی، خودکشی، کم شدن ازدواج ها، و شیوع همجنس گرایی و ... در کشورها، به ویژه غرب را پی گیری نماید؛ به عنوان نمونه:

1. در آمریکا درسال 1991م. یک میلیون و سیصد وهشتاد وهشت هزار و نهصد وسی وهفت مورد «سقط جنین قانونی» دربیمارستان ها صورت گرفته است؛ یعنی درمقابل هر هزار نوزادی که متولد شده، 339 سقط جنین هم صورت گرفته؛ این درحالی است که نود درصد سقط جنین ها در آمریکا به صورت سرپایی ومخفیانه انجام می گیرد. وبه آمار نمی رسد!

2. بیش از 80 درصد مبتلایان به ایدز، در قاره آمریکا واروپا زندگی می کنند وشیوع هم جنس گرایی دراین کشورها، بر اساس آمار درافراد سی سال به بالا است.

آیا این آمارها، باطن «برهنگی» را نمی رساند؟ آیا بشر وجوامع اسلامی نباید از اینها درس بگیرند؟

آری به گفته سعدی:

لقمان را گفتند:ادب از که آموختی؟ گفت: «ازبی ادبان؛ هرآنچه درنظرم ناپسند آمد، از آن پرهیز کردم».

به این مطلب توجه کنید:

دانیل سیلورمن - ازمشاوران بحران تجاوز- درمورد زنانی که مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند، می گوید: معمولاً چنین زنانی پس از مدت کمی دچار پشیمانی شده، خود را سرزنش می کنند واین جملات را بر زبان جاری می کنند: ای کاش آن لباس را نپوشیده بودم تا جلب توجه کنم! ای کاش به او لبخند نزده بودم!...

ای بانوان مسلمان ! «قانون پوشش»، قانون خداست، خدایی که به بندگانش مهربان است و خدایی که به روحیات وظرفیت های بندگانش از زن ومرد آگاهی کامل دارد، خودش انسان را آفریده و می داند که نیاز وصلاح وخوشبختی اش در چیست؛ لذا برای رفتارهای انسان قوانینی قرار داده است کامل وجامع. پس بیاییم پیرو «قانون خدا» شویم تا به ما، جامعه، دنیا وآخرت مان آسیب نرسد.

 

پی نوشت ها :

 

 

1-احزاب /59.

2- احزاب /53.

3- نور/30.

4- همان/ 31.

5- «قال: سمعت جعفراً وسئل عما تظهر المراه من زینتها قال: «الوجه والکفین»؛ وسائل الشیعه، ج20، مقدمات نکاح، باب 109. ح 25429، آل البیت.

6- سالته عن الرجل ما یصلح له ان ینظر [الیه] من المراه التی لا تحل له ؟ قال: «الوجه والکفین».

7- کافی، ج5، ص517، من لایحضره الفقیه، ج1، ح 241، و ج4 باب النوادر، ح 5762؛ خصال، صدوق، باب الاربعه، ح 2؛ وسائل الشیعه، ح 1446و 25368.

8- عن ابی عبدالله قال سمعته یقول: «النظره سهم من سهام ابلیس مسموم و کم من نظره اورثت حسره طویله »؛ وسائل الشیعه، ج20، باب 109، مقدمات نکاح، ح5.

9- وسائل الشعیه، ج20، ح 25509؛ بحار الانوار، ج101، ص 39، ح 42، مستند الشیعه، محقق نراقی، ج16، ص33.

10- مسند احمد، ج2، ص254؛مسند ابی یعلی، ج12،ص42،ح6690؛ تنویر الحواک، سیوطی، ح 1626.

11-میزان الحکمة، ج1؛ کنز العمال، ح43542، 44168، 52175218 و... .

12-غررالحکم، ش5444.

13-میزان الحکمة، ج2،ح1587و ج3،ح2756؛مستدرک الوسائل، ج7،ص46؛ عیون الحکم والمواعظ، واسطی، ص 273.

14-ر. ک .مفاتیح الجنان.

15-سنن ابی داوود، ج4، ص 62، ح 4104؛ کنزالعمال، ح 19115؛ مسالک الافهام، شهید ثانی، ج4.

16-«کان رسول الله (ص) یسلم علی النساء ویرددن علیه وکان امیرالمؤمنین (ع) یسمل علی النساء وکان یکره ان یسلم علی الشابه منهن و یقول اتخوف آن یعجبنی صوتها فیدخل علی اکثر مما طلبت من الاجر»؛ کافی، ج5، ص535، باب تسلیم علی النساء؛ وسائل الشیعه، ج20، باب 131.

 

 

منبع:نشریه فرهنگ کوثر، شماره83.

 

 

مففهوم حجاب

حجاب ، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممکن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمیتوان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است.

مفهوم و ابعاد حجاب

مفهوم حجاب چیست و از نظر قرآن و حدیث، حجاب و پوشش اسلامی دارای چه ابعاد و اقسامی است؟

حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده است[1]. استعمال این کلمه، بیشتر به معنی پرده است[2]. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش میدهد که پرده، وسیلهی پوشش است، ولی هر پوششی حجاب نیست؛ بلکه آن پوششی حجاب نامیده میشود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد[3].

در این نوشتار مراد ما از حجاب، پوشش اسلامی است، و مراد از پوشش اسلامی زن، به عنوان یکی از احکام وجوبی اسلام، این است که زن، هنگام معاشرت با مردان، بدن خود را بپوشاند و به جلوهگری و خودنمایی نپردازد.

بنابراین، حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممکن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمیتوان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است.

گاهی مشاهده میکنیم که بسیاری از زنان محجبه در پوشش خود از رنگهای شاد و زیبا و تحریک برانگیز استفاده میکنند که به اندامشان زیبایی خاصی میبخشد و در عین پوشیده بودن بدن زن، زیباییاش آشکار است، گویی که اصلاً لباس نپوشیده است[4]؛ و این دور از روح حجاب است.

اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب میتواند اقسام و انواع متفاوتی داشته باشد. یک نوع آن حجاب ذهنی، فکری و روحی است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید و نبوت، از مصادیق حجاب ذهنی، فکری و روحی صحیح است که میتواند از لغزشها و گناههای روحی و فکری، مثل کفر و شرک جلوگیری نماید.

علاوه بر این، در قرآن از انواع دیگر حجاب که در رفتار خارجی انسان تجلی میکند، نام برده شده است؛

مثل حجاب و پوشش در نگاه که مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصیه شده اند:

قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ[5]؛ ای رسول ما به مردان مؤمن بگو تا چشمها را از نگاه ناروا بپوشند.

قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ[6]؛ ای رسول به زنان مؤمن بگو تا چشمها را از نگاه ناروا بپوشند.

نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب گفتاری زنان در مقابل نامحرم است:

فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ[7]؛ پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگویید؛ مبادا آن که دلش بیمار (هوا و هوس) است به طمع افتد.

نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب رفتاری زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونهای راه نروند که با نشان دادن زینتهای خود باعث جلب توجه نامحرم شوند:

وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ[8]؛ و آن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود.

از مجموع مباحث طرح شده به روشنی استفاده میشود که مراد از حجاب اسلامی، پوشش و حریم قایل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحای مختلف رفتار، مثل نحوه‌ی پوشش، نگاه، ‌حرف زدن و راه رفتن است.

حجاب و قانون‏مندى روابط زن و مرد در قرآن

بى‏شک، پوشش زن در برابر مردان نامحرم، یکى از ضروریات دین اسلام است که درباره جنبه اسلامى آن نمى‏توان تردیدى به خود راه داد. در قرآن کریم و روایات وارده از پیامبر اکرم (صلى‏الله‏علیه‏وآله)و ائمه معصومین (علیهم‏السلام) و نیز در کلمات فقها، به وجوب و کیفیت آن تصریح شده است.

حجاب در ادیان گذشته نیز وجود داشته است، ولى این حکم در دین اسلام بسیار مترقى‏تر است، زیرا در این دین، از افراط و تفریط‏هایى که در مورد پوشش زنان در ادیان و اقوام گذشته وجود داشته، اجتناب شده و براى حجاب، حدى متناسب با غرایز انسانى در نظر گرفته شده است. حجاب اسلامى به معناى حبس زن در خانه و دورى از شرکت در مسائل اجتماعى نیست، بلکه بدین معناست که زن در معاشرت خود با مردان بیگانه عفت و حیا پیشه کند، موى سر و اندام خویش را بپوشاند و از جلوه‏گرى و خودنمایى بپرهیزد.

مرحوم شهید مطهرى در این باره مى‏فرماید: «اسلام مى‏گوید: نه حبس نه اختلاط، بلکه حریم. سنت جارى مسلمین از زمان رسول خدا همین بوده است که زنان از شرکت در مجالس و مجامع منع نمى‏شدند، ولى همواره اصل «حریم» رعایت شده است. در مساجد و مجامع، حتى در کوچه و معبر، زن با مرد مختلط نبوده است.»1

در قرآن کریم در مورد حجاب و قانون‏مندى روابط زن و مرد، دو دسته آیه وجود دارد. دسته اول آیاتى که در مورد وجوب حجاب و پوشش ظاهرى و حد و کیفیت آن نازل شده است؛ و دسته دوم آیاتى که نوع رابطه بین مرد و زن نامحرم را بیان مى‏کند و آنان را از کارهایى که عفت و پاکدامنى‏شان را تهدید مى‏کند، برحذر مى‏دارد، که در ذیل مى‏آید.

کیفیت پوشش در قرآن

قرآن در دو آیه، کیفیت پوشش زن در حضور نامحرم را بیان مى‏کند:

الف) سوره نور، آیه 31 : «وَقُل لِّلْمُوءْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ...؛ و به زنان با ایمان بگو چشم‏هاى خود را (از نگاه‏هاى هوس آلود) فرو گیرند و عفّت خویش را حفظ کنند و زینت خود را، جز آن مقدار که نمایان است آشکار ننمایند و (اطراف) روسرى‏ها و مقنعه‏هاى خود را بر سینه خود افکنند (تاگردن و سینه با آن پوشانده شود)، و زینت خود را آشکار نسازند مگر براى شوهرانشان یا پدرانشان، یا پدرشوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران همسرانشان، یا برادرانشان، یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان هم‏کیششان، یا بردگانشان، یا افراد سفیه که تمایلى به زن ندارند، یا کودکانى که از امور جنسى مربوط به زنان آگاه نیستند. و هنگام راه رفتن پاهاى خود را بر زمین نزنند تا زینت پنهانى‏شان دانسته نشود (و صداى خلخالى که بر پا دارند به گوش نرسد).و همگى به سوى خدا باز گردید اى موءمنان، تا رستگار شوید».

شهید مطهرى2 در باره مفاد این آیه و آیه قبل آن مى‏فرماید: دو آیه 30 و31 نور مربوط به وظایف زن و مرد در معاشرت با یکدیگر است که شامل چهار قسمت است:

1- هر مسلمان، چه مرد وچه زن، باید از چشم‏چرانى و نظربازى اجتناب کند.

2- مسلمان،خواه مرد یا زن، باید پاک‏دامن باشد و عورت خود را از دیگران بپوشاند.

3- زنان باید پوشش داشته باشند و آرایش و زیور خود را بر دیگران آشکار نسازند و در صدد تحریک و جلب توجه مردان برنیایند.

4- دو استثنا براى پوشش زن ذکر شده که یکى با جمله «وَلا یُبْدِینَ زینَتَهُنَّ اِلاّ ما ظَهَرَ مِنْها» بیان شده است و نسبت به عموم مردان است و دیگرى با جمله « وَلایُبْدِینَ زینَتَهُنَّ اِلاّ لِبُعُولَتِهِنَّ...» ذکر شده و نداشتن پوشش را براى زن نسبت به عده خاصى تجویز مى‏کند.

همچنین از جمله «وَ لا یَضْرِبْنَ بِاَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفینَ مِنْ زینَتِهِنَّ؛ هنگام راه رفتن پاهاى خود را بر زمین نزنند تا زینت پنهانى‏شان دانسته شود» فهمیده مى‏شود: پاى‏کوبى، نمودى کامل از ظاهر کردن باطن سکس زن است و به انواع حرکات تحریکى که باعث جلب توجه مردان نامحرم مى‏شود، اشاره دارد.3

ب) آیه 59 سوره احزاب: « یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاء الْمُوءْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلابِیبِهِنَّ؛ اى پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان موءمن بگو جلباب‏هاى (= روسرى‏هاى بلند) خود را بر خویش فرو افکنند، این کار براى این‏که (به پاکدامنى) شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است؛ (و اگر تاکنون خطا وکوتاهى از آنان سر زده، توبه کنند) خداوند همواره آمرزنده و رحیم است».

شهید مطهرى در توضیح کلمه «جَلباب» بعد از این که به اقوال مفسرین اشاره مى‏کند، مى‏فرماید: «چنانچه ملاحظه مى‏فرمایید معنى جلباب از نظر مفسران چندان روشن نیست. آن چه صحیح‏تر به نظر مى‏رسد این است که در اصل لغت، کلمه جلباب شامل هر جامه وسیع مى‏شده است، ولى غالباً در مورد روسرى‏هایى که از چارقد بزرگ‏تر و از ردا کوچک‏تر بوده است به کار مى‏رفته است. ضمناً معلوم مى‏شود دو نوع روسرى براى زنان معمول بوده است: یک نوع، روسرى‏هاى کوچک که آن‏ها را «خِمار» یا مقنعه مى‏نامیده‏اند و معمولاً در داخل خانه از آن‏ها استفاده مى‏کرده‏اند. نوع دیگر، روسرى‏هاى بزرگ که مخصوص خارج منزل بوده است. این معنا با روایاتى که در آن‏ها لفظ جلباب ذکر شده است نیز سازگار است».4

 

قانون‏مندى روابط زن و مرد در قرآن

دسته دوم به آیاتى اشاره مى‏کند که درباره کیفیت ارتباط با نامحرم است. در این آیات، موءمنان خصوصاً زنان را از رفتارهایى که سبب جلب توجه و تحریک نامحرم مى‏شود، باز مى‏دارد و حیا و عفت در مقابل نامحرم را مورد ستایش قرار مى‏دهد:

سخن گفتن با نامحرم در احزاب، آیه 32 آمده: «یَا نِسَاء النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاء إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِى فِى قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَّعْرُوفاً؛ اى همسران پیامبر، شما همانند هیچ یک از زنان معمولى نیستید اگر تقوا پیشه کنید، پس به گونه‏اى هوس‏انگیز سخن نگویید که بیماردلان در شما طمع نکنند، و به شایستگى سخن بگویید».

این آیه گرچه خطاب به همسران پیامبر است، ولى اختصاص به آن‏ها ندارد و شامل همه زنان مسلمان مى‏شود. طبق این آیه زنان نباید در گفتگو با نامحرم از سخنانى که مفهوم یا آهنگ آن وسوسه‏آمیز و تحریک‏کننده باشد استفاده کنند؛ چه بسا در بین آن‏ها افرادى باشند که به سبب ضعف ایمان و آلودگى به هوس‏هاى شیطانى، تحریک شوند و خیال گناه در سر خود بپرورانند. بنابراین براى حفظ عفت و پاک‏دامنى افراد جامعه، بر زنان لازم است در گفتگو با نامحرم دقت لازم را داشته باشند.

خود آرایى و تبرج احزاب / 33 : «وَقَرْنَ فِى بُیُوتِکُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الأُولَى ؛ و (اى زنان پیامبر) در خانه‏هاى خود بمانید و همچون دوران جاهلیت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید». در این آیه نیز به زنان دستورات دیگرى براى برخورد با نامحرم مى‏دهد. در ابتدا از زنان مى‏خواهد تا جایى که امکان دارد از خانه خارج نشوند و خود را کم‏تر در معرض دید نامحرم قرار دهند؛ زیرا با این کار جلوى بسیارى از مفسده‏هاى اخلاقى گرفته مى‏شود و زمینه انحراف و ناهنجارى در جامعه از بین مى رود. چنانچه در آیه 53 همین سوره به این مطلب اشاره کرده است.

دستور دیگرى که این آیه براى زنان دارد این است که از تبرج و جلوه‏گرى و جلب توجه نامحرم بپرهیزند. کلمه تبرج از برج گرفته شده و به معناى آن است که فرد، خود را مانند برج در معرض دید و تماشاى دیگران قرار دهد. در واقع این قسمت آیه به ما مى‏فهماند اگر زنان نمى‏توانند در خانه بمانند و بیرون آمدن از منزل برایشان ضرورى است، به گونه‏اى خارج شوند که سبب جلب توجه نامحرم نشوند. پس طبق این آیه، جواز حضور زن در اجتماع مشروط بر این است که اولاً حضورش ضرورت داشته باشد و ثانیاً نحوه حضور او اعم از نوع پوشش، راه رفتن، نگاه کردن و در یک کلمه تمام حرکات و سکناتش به نوعى باشد که در قالب تبرج و جلوه‏گرى نبوده و بلکه همراه با حیا و عفت باشد.

در سوره قصص آیات 23و 25، در جریان دختران شعیب و حضرت موسى به همین شیوه رفتارى اشاره کرده و آن را مى‏ستاید.

نگاه به نامحرم در سوره نور آیه 30 و 31 : «قُل لِّلْمُوءْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ ... وَقُل لِّلْمُوءْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ؛ به مردان با ایمان بگو چشم‏هاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند، و به زنان با ایمان بگو چشم‏هاى خود را (از نگاه هوس‏آلود) فرو گیرند». در این دو آیه نیز به رفتار دیگرى که حاکى از عفت و حیاست اشاره مى‏کند و آن پرهیز از نگاه هوس‏آلود به نامحرم است. زیرا نگاه به نامحرم اگر از روى لذت باشد، سبب انحراف اخلاقى مى‏شود و آدمى را از جاده عفاف دور مى‏سازد.

 

داشتن مکان اختصاصى

احزاب آیه 53 : «وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ ذَلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَقُلُوبِهِنَّ؛ و هنگامى که چیزى از وسایل زندگى را (به عنوان عاریت) از آنان (زنان پیامبر) مى‏خواهید، از پشت پرده بخواهید؛ این کار براى پاکى دل‏هاى شما و آن‏ها بهتر است». در این آیه نیز به شیوه دیگرى براى حفظ عفت و حیا اشاره مى‏کند و به مردان دستور مى‏دهد هنگام صحبت کردن با زنان پیامبر و به طور کلى، زنانى که با آن‏ها محرم نیستند، سعى کنند رو در روى آن‏ها قرار نگیرند، بلکه از پشت پرده صحبت کنند. این آیه بر لزوم داشتن مکان اختصاصى براى زنان و عدم جواز ورود آقایان به آن‏ها تأکید مى‏کند.

 

پی نوشت :

1ـ مجموعه آثار، ج 19، ص 551.

2ـ منبع پیشین.

3ـ پاک نژاد، اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 20، ص 137.

4ـ مجموعه آثار، ج 19، ص 502.

 

عفّت در سیره پیشوایان

 

یکی از ارزش‏های والای انسانی و اسلامی‏ای که سرچشمه ارزش‏های دیگر، و موجب آثار درخشان معنوی است، خوی عفّت می‏باشد که می‏توان آن را یکی از پایه های اخلاق و صفت کلیدی ای برای عقب زدن رذایل و سوق دهنده به سوی تکامل و درجات عالی و کمالات متعالی دانست.

 

در قرآن و روایات از این خصلت، بسیار تمجید شده و سیره پیشوایان معصوم(ع) نیز سرشار از این خصلت نیکو است. با این اشاره به مطالب زیر می‏پردازیم: معنای عفّت

عفّت در اصل به معنای خویشتن داری، تسلّط بر نفس و نقطه مقابل شهوت پرستی و شکم پرستی است.

 

راغب اصفهانی در لغت نامه «مفردات» می‏گوید: «عفّت حالتی در نفس است که انسان را از غلبه شهوت باز می‏دارد.» در لغت نامه «التحقیق» آمده: فرق بین عفت و تقوا این است که عفّت به معنای حفظ نفس از شهوات انسانی است ولی تقوا یعنی حفظ نفس از انجام گناهان. بنابراین عفّت یک حالت درونی است، ولی تقوا بر اعمال خارجی نظارت دارد.(4)

 

طریحی در «مجمع البحرین» می‏نویسد: «العفافُ کَفُّ النفس عن المحرّمات، و عَنْ سؤال النّاس؛ عفّت، بازداری روح و روان از گناهان و هم چنین نگه داری خویش از دراز کردن دست سؤال به سوی دیگران است.»(1)

 

از روایات نیز همین معنا استفاده می‏شود، لذا این واژه یک معنای عام دارد، ولی بیشتر در مورد خویشتن داری در دو مسئله استعمال شده است: خویشتن داری و قناعت درا مور مالی و کنترل غریزه جنسی، که اوّلی موجب حفظ عزّت و آبرو شده و دوّمی موجب حیا، شرم و غیرت در مقابل پرده دری و انحرافات جنسی می‏گردد. البته از این دو در اصطلاح روایات به عفّت بطن و فرج تعبیر شده است؛ مثلاً پیامبر(ص) فرمود: «در مورد امّتم در مورد شکم پرستی و شهوت پرستی جنسی، بیمناک هستم.»(2)

 

واژه عفّت در قرآن، بیشتر در این دو مورد استعمال شده است؛ مثلاً در یک جا آمده: «وَلْیَسْتَعْفِفِ الَّذینَ لایَجِدُونَ نِکاحَا حَتّی یُغْنِیَهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ؛ و کسانی که امکانی برای ازدواج نمی‏یابند، باید پاکدامنی پیشه کنند، تا خداوند از فضل خود آنان را بی‏نیاز گرداند.»(5)

و در مورد دیگر می‏فرماید:

«... یَحْسَبُهُمُ الجاهِلُ اغنیاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ؛ باید انفاق شما، به خصوص برای آن مهاجران فقیری باشد که... از شدّت عفّت و خویشتن داری، افراد ناآگاه، آنها را ثروتمند می‏دانند.»(6)

 

در مورد ارزش انسان عفیف، همین قدر بس که امیرمؤمنان می‏فرماید: «مَا المُجاهِدُ الشّهیدُ فی سَبیل اللهِ باَعْظَمَ اجرا ممَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ، لَکادَ العَفیفُ أَنْ یَکونَ مَلَکا مِنَ الملائکة؛ پاداش مجاهدی که در راه خدا به شهادت رسیده، برتر از شخص با عفّتی نیست که توان گناه دارد، ولی گناه نکند، زیرا چنین شخص نزدیک است که فرشته‏ای از فرشتگان خدا باشد.»(7)

 

چند نمونه از عفّت‏ورزی پیشوایان

1ـ در شأن رسول خدا(ص) گفته‏اند: او عفیف‏ترین انسان‏ها بود، در همه ابعاد با خویشتن داری عجیبی به تدبیر امور می‏پرداخت. در جنگ اُحد، دندان‏های جلوی‏اش شکست و صورتش از ناحیه دشمنان شکاف برداشت. برخی از او خواستند تا دشمن را نفرین کند، آن حضرت با کمال خویشتن داری فرمود: «من به عنوان ناسزاگو مبعوث نشده‏ام، بلکه به عنوان دعوت کننده و مایه رحمت برای مردم فرستاده شده‏ام.» سپس به جای نفرین، چنین دعا کرد: «اللهمَّ اهْدِ قومی فانّهُم لایَعْلَمون؛ خدایا! قوم مرا هدایت کن، ،زیرا آنها ناآگاه‏اند».

 

روزی گروهی از مسلمانان مدینه خدمت پیامبر(ص) آمده و عرض کردند: «از درگاه الهی بهشت را برای ما ضمانت کن.» پیامبر(ص) پس از اندکی درنگ فرمود: «من با یک شرط چنین ضمانتی را برای شما می‏کنم»، پرسیدند: آن شرط چیست؟ فرمود: «اَنْ لاتسْئلوا احدا شَیْئا؛ از هیچ کس (جز خدا) چیزی را تقاضا نکنید.»

آن‏ها نیز تعهّد کردند که در زندگی از احدی تقاضا نکنند کنار سفره نشسته و دستش به آب نمی‏رسید، به کسی نمی‏گفت که آب به من بده، بلکه خودش برمی‏خاست و ظرف آب را برمی‏داشت و می‏نوشید. آری پیامبر(ص)، هم خود این گونه می‏زیست و هم به شاگردانش این گونه توصیه می‏کرد.(10)

 

2 ـ در مورد غیرت و عفت ناموسی پیامبر(ص) نیز سخن بسیار است؛ از جمله این که: امّ سلمه ـ یکی از همسران پیامبر(ص) ـ می‏گوید: در حضور پیامبر(ص) بودم، یکی از همسرانش به نام میمونه نیز حاضر بود، در این هنگام ابن ام مکتوم که نابینا بود به آن جا آمد، پیامبر(ص) به ما فرمود: «حجاب خود را در برابر ابن ام مکتوم رعایت کنید.» پرسیدیم: مگر او نابینا نیست، بنابراین حجاب ما چه معنا دارد؟

فرمود: «آیا شما نابینا هستید؟ آیا شما او را نمی‏بینید؟»(12)

 

3 ـ در ماجرای جنگ جمل که در سال 36 هـ.ق رخ داد، وقتی سپاه علی(ع) بر دشمن پیروز شد، عایشه در میان هودج بود، علی(ع) نزد او آمد و فرمود: «... سوگند به خدا، آنان که زن‏های خود را در پشت پرده عفاف نگه داشتند و تو را از خانه خارج نمودند، با تو به انصاف رفتار نکردند.» سپس نگذاشت نامحرمان به پیش آیند، بلکه به محمد بن ابی بکر ـ برادر عایشه ـ دستور داد، تا او را از هودج بیرون بکشد، سپس او را در خانه صفیه دختر حارث پناه داد،(14) آن گاه با حفظ کامل حریم عفاف، او را روانه مدینه کرد.

 

4 ـ یکی دیگر از شاگردان امام باقر(ع) به نام ابوبصیر می‏گوید در کوفه به یکی از بانوان درس قرائت آیات قرآن می‏دادم، روزی در یک موردی با او شوخی‏ای کردم (که بر خلاف حریم عفّت بود)، پس از گذشت مدت‏ها از این حادثه، در مدینه به محضر امام باقر(ع) رسیدم، به من فرمود: «کسی که در جای خلوت گناه کند، خداوند نظر لطفش را از او برگرداند، این چه سخنی بود که به آن زن گفتی؟» از شدّت شرم، سر در گریبان کرده و توبه کردم، امام باقر(ع) فرمود: «مراقب باش که تکرار نکنی» (و با زن نامحرم شوخی ننمایی)(17)

 

5 ـ امام صادق(ع) دوستی داشت که همواره با هم بودند، روزی همین دوست به غلامی تندی کرد و با کمال گستاخی حریم عفت او را شکست و گفت: «ای زنا زاده! کجا بودی؟» هنگامی که امام این سخن خلاف عفت او را شنید، به شدت ناراحت شد، به طوری که دستش را بلند کرد و محکم بر پیشانی خود زد و فرمود: «سُبحان اللّه!» آیا به مادر غلام، نسبت ناروا می‏دهی؟ من تو را آدم پرهیزکاری می‏دانستم، ولی اکنون می‏بینم پرهیزکار نیستی.»

 

 دوست امام عرض کرد: فدایت گردم! مادر این غلام، از اهالی سِنْد (از سرزمین هند) است و بت‏پرست می‏باشد (بنابراین ناسزا به او اشکال ندارد)، امام صادق(ع) فرمود: «آیا نمی‏دانی که هر امّتی، بین خود قانون ازدواجی دارد؟ از من دور شو!»

آن هنگام بین آن دوست و امام صادق(ع) جدایی افتاد و تا آخر عمر امام، این جدایی ادامه یافت.(18)

 

این ماجرا نیز ما را به عفت زبان و کنترل آن از هرزه گویی و گفتار خلاف عفّت دعوت می‏کند و حاکی از آن است که مسئله حفظ عفت جامعه؛ حتی نسبت به بیگانگان بسیار مهم است و باید مرزهای آن را شناخت و در حفظ آن کوشا بود.

 

پاورقیها:

 18 ـ وسائل الشیعه، ج11، ص331.

13 ـ همان، ج43، ص91.

12 ـ بحارالانوار، ج104، ص37.

17 ـ بحارالانوار، ج46، ص247.

15 ـ اقتباس از کتاب صوت العدالة الانسانیّة، ج1، ص82.

14 ـ تتمة المنتهی، ص12.

19 ـ مناقب ابن شهر آشوب، ج4، ص15؛ بحار، ج43، ص340.

10 ـ فروع کافی، ج4، ص21.

16 ـ کشف الغمه، ج2، ص353. 11 ـ اصول کافی، ج2، ص139.

1 ـ مفردات راغب، المصباح المنیر، و مجمع البحرین واژه «عفّ».

2 ـ اصول کافی، ج2، ص79. 3 ـ بحارالانوار، ج77، ص390.

4 ـ التحقیق فی کلمات القرآن، تألیف حسن مصطفوی، واژه عفّت.

5 ـ سوره نور، آیه33.

6 ـ سوره بقره، آیه273.

7 ـ نهج البلاغه، حکمت 474.

8 ـ محدّث قمی، کحل البصر، ص144.

9 ـ تفسیر مراغی، ج3، ص50.

 

 

حبّ فى الله و بغض فى الله

یکى از امور مهمه که با پیشرفت مقصد و حصول فایده اى که از امر به معروف و نهى از منکر در نظر گرفته شده است، ارتباط و تأثیر بسیار دارد «حبّ فى الله وبغض فى الله» است.حبّ و بغض و دوستى و قهر، یکى از مسایل بزرگ زندگى انسان بشمار مى رود و ....

 

نویسنده : آیت الله لطف الله صافى گلپایگانى

یکى از امور مهمه که با پیشرفت مقصد و حصول فایده اى که از امر به معروف و نهى از منکر در نظر گرفته شده است، ارتباط و تأثیر بسیار دارد «حبّ فى الله وبغض فى الله» است.

حبّ و بغض و دوستى و قهر، یکى از مسایل بزرگ زندگى انسان بشمار مى رود و با تمام مسایل زندگى او مربوط است. کردار و رفتار و بطور کلى همه اعمال بشر و کوششهاى او مولود حبّ یا بغض و عشق و علاقه و یا دشمنى و عداوت است. انسان چیزهایى را دوست مى دارد و به اشخاصى علاقه مند است و از چیزهایى هم متنفّر است. نمى تواند هم اینطور نباشد; زیرا هر چه دارد از عشق و علاقه و محبت دارد و از هر کس خیر و منفعتى به او رسیده است منشأش محبت بوده. خودش هم به هر چه موافق با طبع و منافعش باشد علاقه مند است و با هر چه مانع منافع و کمال و منافر با طبع اوست دشمن است. حیات و بقایش را خداوند با محبت و عشق مربوط ساخته است، پس مسئله حبّ و بغض و دوستیها و دشمنیهاى بشر داراى کمال اهمیت است و اگر تحت یک ترتیب منظم درآید، در سایر مسایل هم ترتیب و اعتدال و انتظام آسان مى شود.

باید در حبّ و بغض روشى پیدا کرد که همه افراد را هماهنگ و با هم نزدیک و همکار سازد. باید پایه محبتها را با روح و معنویت نمود که همه وقت به فریاد انسان برسد و درد بشر را درمان کند و او را نسبت به فقرا و افتادگان و زیردستان مترحّم و مهربان سازد. دوستیهایى که پایه آنها امور دنیویه و منافع مادیه باشد، پایدار نمى ماند و مردم از آن حظّ و لذت نمى برند; زیرا تا وقتى منافع شخصیه آنها تأمین گردد، با هم دوستى مى کنند و وقتى آن منافع از میان رفت، رشته مودّت آنها گسیخته مى شود، بلکه به عداوت و دشمنى تبدیل مى گردد.

اگر نظریات کوچک و مطالب دنیایى منشأ قهر و مهر شود، بازار منازعات و اختلافات رایج مى گردد و قواى بشرى و نیروى خداداد او که باید در راه ترقّى و کمال او صرف گردد، تجزیه و تقسیم شده در راههاى ضد و نقیض هم به کار مى افتد و وحدت اجتماعى آنها از میان مى رود و هر کس براى خودش مى شود نه براى همه.

بر عکس، اگر مبانى دوستیها و دشمنیها را امور معنویه و روحانیه قرار دهند و بشر از مهر و قهر خود حقایق عالیتر و مقاصد بلندترى را منظور سازد و عواطف خود را تا حدى که میسر است از چنگال تصرفات عالم طبیعت و متاع و حطام دنیا نجات دهد، همه از هم خیر مى بینند و همه به نفع یکدیگر زحمت مى کشند و رنج خود و راحت یاران مى طلبند. نه فقیرشان درمانده مى شود و نه توانگرشان بى رحم و بى انصاف مى گردد و نه مریضشان بى دوا و غذا و بى پرستار مى ماند و نه حقّ کسى پایمال مى گردد و نه خیانتکار در میان آنها پا مى گیرد و نه زمامدارانشان متکبّر و جبّار مى شوند و نه مردم امین و درستکار در جامعه آنها عقب مى مانند و نه کسى با بیگانگان و اشرار و مفسدین همکارى مى کند. همه به هم مربوط و به یکدیگر پیوسته مى شوند مانند یک پیکر و اعضاى یک بدن مى شوند که اگر به یک عضو درد و الم و صدمه برسد، سایر اعضا در بى خوابى و رنج با آن عضو شریکند. در احادیث آمده است:

«عن ابى جعفر علیه السّلام انّه قال: المؤمنون فى تبارهم وتراحمهم وتعاطفهم کمثل الجسد إذا اشتکى تداعى له سائره الجسد بالسّهر والحمّى».(1)

یعنى: «حضرت امام باقر ـ علیه السّلام ـ فرمود: «انسانهاى مؤمن در نیکویى و مهربانى و شفقت با یکدیگر، همانند پیکر واحد هستند که اگر قسمتى به درد آید، اعضاى دیگر در بى خوابى و مرض، با آن همراهى مى کنند».

در چنین جامعه اى است که حس استقلال و حرّیت به معنى واقعى خود وجود دارد و فقرا و ضعفا در استفاده از نعمت آزادى و استقلال با اغنیا و اقویا برابرى دارند و همه در ضعف واحد قرار مى گیرند. در قرآن مجید مى فرماید:

«قُلْ یا اَهْلَ الْکِتابِ تَعالَوْا اِلى کَلِمَة سَواء بَیْننا وَبَیْنَکُمْ اَلاّ نَعْبُدَ اِلاّ اللهَ وَلا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئاً وَلایَتَّخِذَ بَعْضاً أرْباباً مِنْ دُونِ اللهِ».(2)

براى به وجود آوردن یک جامعه محکم و پایدار، یگانه راه، متحد ساختن هدفها و مقصدها و نیتهاى افراد آن جامعه است و براى حصول یک چنین وحدت و یگانگى معنوى و اجتماعى، راههایى مانند وحدت زبان و نژاد و وطن گفته مى شود که هیچکدام براى تأمین این منظور وافى نیستند; و ثانیاً: این حرفها نمى تواند آنقدرها در قلب مردم نفوذ کند که یک جامعه را به راه بیندازد. تنها راه وصول به این مقصود، دین صحیح و ایمان به خداست که محبوب و مقصود حقیقى بشر است: اگر همه در اعمال و رفتار و دوستیها و دشمنیها رضاى او را بخواهند و از عذاب او بپرهیزند، از معایب و مفاسد اخلاقى و اجتماعى مصون مى مانند.

عقیده توحیدى که اسلام بشر را به آن دعوت مى کند، موجد این وحدت و یگانگى است و موحّد را در هر حال از شرک و اختلاف و جدایى و اعتنا به امتیازات لغو و باطل دور مى سازد چنانچه از حضرت رسول خدا ـ صلّى الله علیه وآله ـ روایت شده است که فرمود:

«ایّها النّاس انّ ربّکم واحد وان أباکم واحد کلّکم لآدم وآدم من تراب انّ أکرمکم عندالله اتقیکم ولیس لعربىّ على عجمّى فضل الاّ بالتّقوى».(3)

یعنى: «هان اى مردم! پروردگار شما یکى است و پدر شما نیز یکى است و همه شما از آدمید و آدم از خاک، بدرستى که گرامیترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست و عرب بر عجم هیچ برترى ندارد مگر با پرهیزگارى».

در همه تکالیف و تعلیمات اسلام، حفظ و تقویت عقیده توحید و توجه به خداى یگانه ملاحظه شده است در مورد حبّ و بغض و دوستى و دشمنى که بشر بالطبع و بالفطره از آن ناگزیر است پیروان خود را به خدا متوجه مى کند و دستور مى دهد که براى خدا و در راه او دوستى و دشمنى نمایند; با دوستان خدا دوست و با دشمنان او دشمن باشند. در قرآن مجید مى فرماید:

«لاتَجِدُ قَوماً یُؤْمِنُونَ بِاللهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ یُوادُّونَ مَنْ حادَّ اللهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ کانُوا آبائَهُمْ اَوْ اَبنائَهُمْ اَوْ اِخْوانَهُمْ اَوْ عَشیرَتَهُمْ اُولئِکَ کَتَبَ فى قُلُوبِهِمُ الاْیمانَ»(4)

ظاهر آیه شریفه این است که: «نمى یابى تو قومى را که ایمان به خدا و روز جزا مى آورند که دوستى نمایند با کسى که در مقام دشمنى و خصومت با خدا و پیغمبر اوست هر چند بوده باشند اینگونه اشخاص که با خدا و پیغمبرش دشمنند، پدران ایشان با فرزندان ایشان یا برادران ایشان یا عشیره و فامیل ایشان، این مردمند که خدا در دلهاشان ایمان را ثبت و نوشته است».

در کتاب وسایل الشیعه از حضرت ابى عبدالله ـ علیه السّلام ـ روایت نموده است که فرمود:

«قال رسول الله صلّى الله علیه وآله لاِصحابه أىّ عرى الایمان اوثق؟ فقالو: الله ورسوله اعلم. وقال بعضهم الصلوة وقال بعضهم الزّکوة وقال بعضهم الحجّ والعمرة وقال بعضهم الجهاد. فقال رسول الله صلّى الله علیه وآله لکلّ ماقلتم فضل ولیس به ولکن اوثق عرى الایمان الحبّ فى الله والبغض فى الله وتوالى اولیاء الله والتبرّى من أعداءالله».(5)

یعنى: «پیغمبر اکرم ـ صلّى الله علیه وآله ـ از اصحابش پرسید: کدامیک از دستگیره هاى ایمان محکمتر است؟ پس عرض کردند: خدا و رسول او داناترند، و بعضى گفتند: نماز، بعضى گفتند: زکات، بعضى گفتند: روزه، بعضى گفتند: حج و عمره، بعضى گفتند: جهاد، پیغمبر فرمود: براى هر یک از آنچه شما گفتید فضیلت است، ولى آن محکمترین دستگیره هاى ایمان نیست ولکن استوارترین دستگیره هاى ایمان حبّ و دوستى در راه خدا و بغض و دشمنى در راه خدا و محبت و تولاى اولیاى خدا و تبرى و بیزارى از دشمنان خداست».

و در کتاب مذکور از فضیل بن یسار نقل شده است که گفت:

«سئلت ابا عبدالله علیه السّلام عن الحبّ والبغض امن الایمان هو؟ فقال وهل الایمان الاّ الحبّ والبغض».(6)

یعنى: «پرسیدم از حضرت ابى عبدالله ـ علیه السّلام ـ که آیا حبّ و بغض از ایمان است؟ در جواب فرمود: مگر ایمان بجز حبّ و بغض است!».

از این قبیل اخبار و احادیث بسیار است که از همین مختصرى که از آنها نقل شده، اهمیت حبّ فى الله و بغض فى الله معلوم مى گردد.

اگر کسانى که به اسلام و مسلمین و مصالح عامّه علاقه مند هستند در انجام همین یک وظیفه بزرگ کوتاهى نکنند و حبّ فى الله و بغض فى الله را در همه کارها دخالت دهند و با ارباب معاصى، دوستى و مجالست و معامله و معاشرت نکنند و براى آنها قدر و شخصیتى قایل نشوند یقیناً تأدیب و متنبه مى شوند. اگر از ستمکاران احترام ننمایند و به آنها کمک ندهند و از آنان تبرّى و بیزارى جویند، ستمکارى رایج نمى گردد و کسى به ظلم و ستم افتخار نمى نماید. اگر جامعه به آنهایى که به نماز و روزه و زکات و سایر واجبات و بلکه مستحبات مانند نماز جماعت و غیره بى اعتنایى مى کنند، ارج و اهمیت نمى داد، کسى در اداى فرایض مسامحه نمى نمود و نماز جماعت و مجالس دینى بیش از اینها شوکت و عظمت مى یافت. اگر با نیکان و اخیار در هر شغل و کار که باشند دوستى مى نمودند و از آنها تشویق و قدردانى مى کردند، اشرار و بدکاران روى کار نمى آمدند.

حقیقتاً این اصل بزرگ، یعنى حبّ فى الله و بغض فى الله امروز در میان ما مسلمانان چندان مورد احترام نیست. براى از میان رفتن یک جامعه همین بس است که افرادش در دوستیها و دشمنیها پاى منافع شخصى را در میان آورند و تصدیق و تمجید و انتقاد آنها روى این نظریات کودکانه قرار بگیرد.

اهل بصیرت و اطلاع مى دانند که علّت عمده تجزیه ممالک اسلامى و تفرقه کنونى مسلمانان و تسلط بیگانگان، دوستیها و همکاریهاى بعضى از مسلمین با اجانب است که براى رسیدن به منفعتهاى خصوصى، باب دوستى و مخالطت را با آنها باز نمودند و با آنها در خراب کردن و اضمحلال شوکت مسلمانان، همراهى نمودند و نقشه هاى شوم آنها را اجرا نموده و مى نمایند. خداوند در قرآن مجید مى فرماید:

«یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لاتَتَّخِذُوا عَدُوّى وَعَدوَّکُمْ اَوْلیاء».(7)

امروزه بیشتر حکومتهاى اسلامى و امور تجارت و بازرگانى و فلاحت و کشاورزى و همه شئون حیاتى آنها به دست همین عناصر پلید و بیگانه پرست تحت نظارت اجانب درآمده است که حتّى در رفع کوچکترین حوایج زندگى باید دست احتیاج به جانب دیگران دراز کنیم و ضروریات زندگى خود را باید از کشورهاى بیگانه تهیه نماییم. اینها با وسایلى که در دست دارند ملل اسلامى را در حال رکود و عقب ماندگى نگاه مى دارند تا نتوانند با دنیاى حاضر هماهنگى نموده با هدایت تعلیمات آسمانى قرآن مجید، موقعیت سابق خود را در جهان به دست آورند. براى آنکه نگذارند مردم بیدار و هوشیار شده در مقام چاره جویى برآیند با تبلیغات خود آنها را به کارهایى که غیر از خسارت فایده ندارد سرگرم مى کنند.

اگر عوض این همه اهتمامى که در تبعیت از ظواهر و بعض عادات زشت و ترویج اعمال ناپسندیده پاره اى از نادان ملل غرب مى نمایند، در فرا گرفتن علوم و دانشهایى که آنها به آن دست یافته اند مختصر توجهى مى نمودیم، یقیناً امروز بیش از اینها در دنیا جلو رفته بودیم. خدا مى داند که سالى چه مبلغ پول مسلمانان از راه خریدارى اشیاء لوکس و غیر ضرورى و بى فایده از جیبشان خارج مى شود و ماهانه جوانان بوالهوس و اغنیاى نادان چه مبلغ صرف تجملات بیهوده و زنانه کاریها و تهیه انواع بیعارها مى نمایند و اگر این پولها را جمع نمایند مى توانند با مبلغ کمى از آن، مدارس مهم و بیمارستانهاى بزرگ ـ که تا چند قرن براى جامعه مفید باشد ـ تأسیس نمایند، یا کارخانه هایى که در آن هزاران مردم بیکار و گرسنه به کسب و کار و ارتزاق مشغول شوند ایجاد نمایند.

بارى، غرض این است که دوستى نمودن با دشمنان خدا و اهل معصیت، زیانها و مفسده ها دارد. حبّ فى الله و بغض فى الله یکى از صفاتى است که عقلا و شرعاً ممدوح و مستحسن است و براى حفض قومیت و استقلال و شخصیت هر طایفه کمتر وسیله اى به مرتبه آن مى رسد. هر چه در یک جامعه این صفت قویتر باشد، دست تجاوزات و مداخلات دشمنان از سرشان کوتاهتر خواهد بود، ولى متأسفانه امروزه پاره اى از مسلمانان عوض آنکه این مطلب را مراعات کنند و به حکم محکم: «اَشّداء على الکفّار رُحماء بینهُم»(8)، در مقابل کفّار و دشمنانى که در مقام از بین بردن آنها و یا فاسد کردن اخلاقشان هستند، شدت و قوت و استحکام داشته باشند و در میان خودشان با هم دوست و مهربان باشند، بى شرمانه با باز کردن باب مخالطت و همکارى با کفّار، کلید کشورهاى اسلامى را به دست آنها مى سپارند و به جاى آنکه دیگران را استخدام نمایند، مستخدم بیگانگان و وسیله اجراى مقاصد نامشروع آنها مى شوند. دیانت و ملیت و سعادت خود و جامعه خود را براى خاطر آنها به قیمت پائینى در معرض فروش مى گذارند و مسلمانان را به اسم دعوت به تمدن موهوم و آزادى دروغى، به فساد و فحشا و لهو و لعب و خیانت ترغیب مى نمایند و تقلید کورکورانه از اجانب و دشمنان اسلام را سرمشق خود قرار داده هر منکر و عمل زشتى را با وسایلى که دارند رواج مى دهند.

مى روند در کشورهاى مسیحى در لابلاى مطبوعات و روزنامه هاى آنها گردش مى کنند یک کار زشت و منکرى را که یک نفر نادان در یک گوشه اى مرتکب شده پیدا مى کنند و به فکر ترویج آن مى افتند و با آب و تاب بسیار آن را روى صفحات کاغذ پاره هایى که به دست جوانان مسلمان مى دهند مى آورند.

آیا طبع و نقل زناشویى خانمهاى... با حیوانات و طلاق گرفتن فلان خانم از شوهرش براى خاطر ازدواج با سگ یا بوزینه (که شاید اصلا دروغ و مجعول باشد) براى آن پسر و دختر ایرانى که غیر از تقوا و پاکدامنى، سرمایه اى ندارد، غیر از دعوت به فساد معنایى دارد؟ آیا از انتشار عکس فلان پسر یا دخترى که با خرج خود یا با پول و دسترنج کشاورزان فقیر به خارج رفته، در حال رقص با خرس آن را افتخار معرفى کردن و نظایر این مطالب که قلم از نوشتن آن خجل و شرمسار است، غیر از ترویج منکرات و منحرف ساختن جوانان ساده لوح چه نتیجه اى دارد؟ کسى نمى فهمد که ترقى و کمال و با دنیا جلو رفتن و با ملل عالم مربوط شدن و علوم و صنایع عصر را فرا گرفتن چه ارتباطى به این حرفها دارد؟

اذا کان الغراب دلیل قوم *** سیهدیهم سبیل الها لکین

در بعضى کتب اخبار است که خداوند وحى فرستاد به سوى پیغمبرى از پیغمبران خود که به مؤمنین بگو نپوشند لباس دشمنان مرا و نخورند غذاى دشمنان مرا و نروند به راههاى دشمنان من، پس مى شوند از دشمنان من، چنانچه ایشان دشمنان من هستند.

اى عقلاى قوم و اى زمامداران علاقه مند و اى کسانى که این مطالب را درک کرده و مى فهمید! تا آب از سر نگذشته براى این مردم فکرى بکنید. نگذارید بیش از این افراط در لهو و لعب و زشتکارى رایج شود. نگذارید بیش از این میل طبیعى افراد را به لهو و لعب و میگسارى و رقص و قمار و بى عفتى ترغیب نمایند.

نگذارید صفحه شرافت و حیاى جامعه شما لکه دار شود. نگذارید جوانان شما عوض تحصیل و ترقى و کوشش و جهد، با بى ایمانى و تنبلى و بى عفتى و معاشقه سر و کار پیدا کنند و بانوان را در فساد با خود همدست نمایند. نگذارید نظام انساب و نسل و نظام اجتماع را مردمان بوالهوس شهوتران، بازیچه دست خود قرار دهند. نگذارید پایه زندگى عائله شما با اداره رفتن خانمها دستخوش ویرانى و انهدام شود.

با این همه مردهاى بیکار که پشت درِ وزارتخانه ها ریخته اند، چه حاجتى به استخدام خانمها داریم تا با استخدام آنها به اسم ماشین نویس و غیره ادارات را مرکز معاشقه و توالد و تناسلهاى نامشروع قرار دهند و پولهایى را که باید صرف اصلاح احوال بندگان خدا و رفع فقر و گرسنگى و پریشانى شود در این راهها خرج کنند و کار را به جایى برسانند که یکى از آقایان نمایندگان مجلس در جلسه علنى راجع به یکى از سازمانها اعتراض نماید و بگوید که: در روزنامه اى خواندم که یک معروفه اى را که در کافه «نینا» خدمت مى کردند در آن سازمان با ماهى هزار تومان حقوق استخدام کرده اند. بیایید به این شنایع و زشتیها خاتمه دهید و خانمها را به خانه هاشان برگردانید و آنها را در اداره امور خانه و تربیت فرزند و وظایف خاصه خودشان بگمارید و از دخالت در کارهاى مردها معافشان سازید و سعادت آنها را پایمال هوى و هوس ننمایید.

شما را به خدا در این چند ساله که راه این معاشرتها را به روى زنها باز کردید و آنها را براى میل نفسانى و تقلید از مسیحى ها، خیابانگرد و بى حجاب کردید، غیر از تکثیر اعمال زشت و رسوایى چه فایده اى بردیم!؟ یک روز بود که ما مسلمانها افتخار داشتیم که در تمام جامعه چهارصد میلیونى ما یک خانمى که سقط جنین نماید وجود ندارد، در میان جمعیت ما از برکت تعالیم اسلام یک نفر ولد الزّنا یافت نمى شود. امروز هم این وضعیت را مى بینیم که بعضى عاشقان ظواهر غرب، مى خواهند همه این افتخارات و اخلاق فاضله را نابود کنند.

اولیاى مقدس اسلام از این اوضاع به ما خبر دادند و ما آن را یکى از معجزات آنها مى شماریم از آن جمله در کتاب من لایحضره الفقیه صدوق ـ علیه الرحمه ـ از اصبغ بن نباته روایت کرده است از امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ:

«قال سمعته یقول: تظهر فى آخر الزمان واقتراب الساعة وهو شر الازمنة نسوة کاشفات عاریات متبرّجات خارجات من الدین، داخلات فى الفتن، مائلات الى الشهوات، مسرعات الى اللذات، مستحلات للمحرمات، فى جهنم خالدات»(9)

یعنى: «در آخرالزمان و نزدیک شدن قیامت ـ که بدترین زمانهاست ـ زنهایى پیدا مى شوند که مکشوفه و برهنه و ظاهر کننده زینت خود در پیش نامحرم هستند و از دین خدا خارج باشند و در فتنه ها داخل، و به سوى شهوات مایل، و به طرف لذتها سرعت کنند، حرامها را حلال شمارند، چنین زنانى در جهنّم مخلّد باشند».

 

پى نوشت ها:

1 ـ بحارالأنوار، ج71، ص234، روایت 30 و ص274، روایت 19.

2ـ سوره آل عمران، آیه 66.

3 ـ بحارالأنوار، ج73، ص350.

4ـ سوره مجادله، آیه 22.

5ـ وسایل، ج11، ص439.

6 ـ وسایل، ج11، ص435.

7ـ سوره ممتحنه، آیه 1.

8 ـ سوره فتح، آیه 29.

9 ـ من لایحضره الفقیه، ج3، ص390.